Masam Profile Image - @masam.1

صفحه اينستاگرام Masam (@masam.1)

  • Masam حق بگووو,حق بشنووو! تهران_ایران 💍💑

926 پست

788 دنبال کننده

770 دنبال شونده

loading...
... اون موقعی که محو نگاهت بودم تو خیالت سر مست بودم نگاه خیره شب را تا صبح یکسره بیدار بودم تو کجا بودی توی کل شب کی بیدار بودی!؟ چرا من تنهای شب اما تو بیدار بودی!؟ مگر تو یار من نبودی اینهمه ادعا چرا من تو سایه شب تنهایی بیدار بودم!؟ نفس شب را تا صبح همسایه دیوار به دیوار اما تنها بودم تا صبح...!؟ ماسام.. ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #عکاسی #هنرمندان
.. بارون برای من ‌‌‌‌دوختن چشمهای بسته تو نسیمی خیس بود! حیرون و سر گردون مست اما باهوش بود! عالم خیال من خوش با ابری بارونی بود! خیالی خیس به یاد خشکیه خیابون بود! فاز خیال من باز بود پنجره ای به باغی سبز باز بود اما تنها بود! نگاه تو همراه با من منرا بس بود اما باز هم چرا نگاهم اینهمه تنها بود!؟ با من بودنت چرا آخر سر فقط یک ادعای مبهم از بودنت یادت فقط همراهم بود!؟ ماسام ... ماسام ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #عکاسی #هنرمندان
... دنیایتان را با دروغ ساختید اون دورها افق نگاه را خیالی دور از نفاق ساختید! شب خیال را در نگاهتان منظره ای مضحکه از خیال خامتان ساختید! وحدت وجودش را ندیده تفرقه انگاشتید! خامیه نگاه را از دور افق نگاهی خودشیفته ساختید! خام نشو در پی ثانیه! دقیقه ای هم هست ساعتها هم می آیند! در پس ساعتها سالها هم هست درپی سالها هم شاید در خیال بودن نقشه ای از یادش هم هست...! ماسام #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #عکاسی #هنرمندان
... اینهمه شب چراغت با من روشن بود وقت فاصلت از مقصد یادت ‌گرم مفرط بود! گرمای دستام برای دستای سردت شعله ای روشن بود! اما وقت رسیدنت به مقصد شبات فقط واسه خودت گرم بود! شعله های گرمام کم بود اما بازم بود! ثانیه های تردید فقط به یاد شعله چشمات یادم گرم بود...! ماسام ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #عکاسی #هنرمندان
... دروازه های عشق را باز کردم پنجره باز را آخر سر دیدار کردم! سهم شب از صبح را در لحظه اش دیدار کردم! نفسم بالاخره بالا آمد غم غربت را یکدمم شده با نسیم یادش نفسی تازه کردم! در دیدار شب,خاموشی را بجای شب نشینی با غیر تعاوضی ساده کردم! یار را ندیده از بویش شناختمو به دنبالش روانه شدم! مست نکرده,مست شدمو به دنبالش دویدم! حیرون و سرگردان یادش شب را صبح کردم تا صبح دیدارش با خیال یادش...! ماسام #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #عکاسی #هنرمندان
... اگر یک نقاش بجای کاسب حکم میکرد! نقشهای رنگی جز سیاه همه دنیا را محکوم به زیستن در رنگها میکرد! بجای ریختن بمب بر سر بشر رنگ سبز چمن را سبزی خوشرنگ میکرد! آسمون آبی میشد! دنیا با همه مهربون میشد! رنگ خاکستری فقط پس زمینه اتاقی بدون نور میشد! بجای زیستن زیر سقفی سیمانی! سهم بشر ستاره های آسمونی زیبا میشد! پنجره سهمش بجای شیشه! رنگین کمون با همه رنگهای عمیقش میشد! نشون خدا بجای قایم شدن پشت اسمش! کن فیکون عاشقی میشد..! ماسام ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #عکاسی #هنرمندان
... نگاه خاطره های من نفس کشیدن پنجره تو خیابون خیس حکایت رنگ خاکستری جمع با قهوه ایه خیس! پنجره ای باز رو به خیابون نگاه خسته از تکرار اتاق تاریک دستی زیر چونه نگاهی گذری به عابری پریشون از پشت پنجره نم نم بارون برق آسفالت خیس زیر نو چراغ خیابون خاطره دیشبم شد به یادت روشن نگاه تو به یادم اومد و شبم شد روشن دلم خواست قدم زدن توی بارون خیس شدن موهات و بوی نم بارون دستت توی دستم از شونه راستم غیرت من و ناز تو نم نم بارون دنیای من و شاعرانه آسمون! خیس شدن پنجره و ‌سقف نم زده رنگ چراغ زرد خیابونی رنگ زده اونم طلایی روی برگهای مونده از فصل زرد پاییزی..! ماسام ... ... ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #موزیک #میثم_عامری #عکاسی #هنرمندان #ماسام # ... ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #موزیک #میثم_عامری #عکاسی #هنرمندان #ماسام
... تو عاشق من نگاهت برای من! خاطره بازیهات به یاد من! آغوش خواستنهایت باز به آغوش من! نفسهات به شماره تک تک ردیف به یاد من! دم و بازدم نفسهات به یاد من! خاطره بازیهات شب صبح کردنات با من! طلوع کردن خورشید به یاد فردا...! ماسام ... ... ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #موزیک #میثم_عامری #عکاسی #هنرمندان #ماسام
... چرخ و فلک من و زندگی! حکایت باغ سبز قافله سوار در سیر مسیر بازگشت! نگاهم سبز اما منظره یه دشت زرد! حالا چه کنم حالا فکر کردی چی افق نگاهمو میبازم! آخرشم با فیلتر نگاهم همه زردیهارو سبز میببنم...! ماسام ... ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #موزیک #میثم_عامری #عکاسی #هنرمندان #ماسام
... حس من شاید قشنگ نیست قدر رخ تو خوشرنگ نیست! ملاک زیبایی تو عالم تو شاید با عالمم همرنگ نیست! تو تو آینه رخت بینی اما من تو سایه وجودم نور میبینم! قافله نگاهمو با نور همرنگ میبینم تو شاید نگاهه تنگت غرق شده توی تصویرت توی آیینه! خودت را میبینیو بس همه دنیات شده یه آیینه! من اما عالم بالا رو تو سایه ایستاده هم حتی نور میبینم..! ماسام ... ... ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #آبستره
... عشق را بار اول که ملاقات کردم سایه غم را با طلوع صبح فردا عوض کردم جای خالیه نور را با لحظه طلوع فردا عوض کردم لحظه تابیدن نور را یکسر از صبح تا غروب شب دنبال کردم با چشمهایی باز و سری بالا یکسر شب را تا خود صبح نظر کردم گرمای خورشید صبح را تا غروبش در حلقه چشمانم ذره ذره جمع کردم تا شب! شایدم شبی آید گرمای یادش به کار دلم آید و راه نجاتم شود از سرمای شب شایدم روزی آید خورشید به عشق گرما بخشیدن به دنیایم باز هم نور ببارد برای خارج شدن من از تاریکیه شب شاید نگاهش را خیره بر چشمانم بیندازد من از شرم نور, پلکهایم را بر هم اندازم! در راه پیمودن من عاقبت عشق شود خورشید راه پر از تردیدم را کند چون روز صلابتی غرق در امید! از سایه بیرون شو ای میثم از عشق خودت را گرم با یاد فردا کن ای آدم..! ماسام ... ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #عکاسی #هنرمندان
... آنکه لحظه ی ترید خودش را از من جدا میکرد چرا لحظه دیدار نگاهش را با من همنوا میکرد!؟ آیا دمیدن صبح را با شب در معنا یک صدا معنا میکرد! خاموشیه منرا هم آهنگ هوا میکرد عشق میداد اما عشق را داغون میکرد قلب من را شکسته اما خواهش معنا میکرد!. وای بر من که خام عشق بودم عشق را جز معنا آرزو میکردم! نفسهایم را با آه سر میکردم عاشقانه ها را با باد سرد سیر سر میکردم قباله دنیایم را با آرزوهایش ثبت میکردم! نفس شبم را به یادش سر میکردم بازدم شبم را به یادش سر میکردم! وای بر من...! ... ماسام ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #آبستره #ماسام
... من چه میگفتمو خیال خیانت پیشه ات چه ها که تعبیر نمیکرد! در ثانیه های عشق ورزیه من تو کجا میخ زمین بودی و من کجا سیر میکردم! غافل از من بودی وقتی کنارت بودم من بالا اما تو وقف تصویر خیالیش بودی! ثانیه ها با من بودن را خلسه وار در وهم خیالیش بودی! من لحظه های با بودنت را قدر میدانستم اما تو چه غافل هر لحظه بودنت را بدون من پنبه خام میریسیدی! لحظه لحظه شب را با من اما بدون خیال من رویای محال میدیدی...! ... ... ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #آبستره
... اسلام یعنی تسلیم خالق خلق کرد یک تصویر! دلم میسوزه واسه خدا چقدر این آدما بی حیان! شاخ و شونه کشیدن یک نطفه در مقابل واحد قهار!!! شده اینروزا یک رسم غیر قابل تقدیس! مد فشن, لباس پوشیدن بدون تدبیر خانه ساختن روی تپه خدا را دارم که میسازه! لباسم از جنس تقدیرست گرما و سرما را از او دارم! خدا که با من باشه اینروزا سالها به یادش گرم باشد موقعیت اینجا! خموده شب بودم اما یادت با من بود قافله سالار عشق این محل را آباد کرد با یادش وقتیکه بود! فردای بودن ما را آرزوی دور وصل به دیار نور میکرد شب دراز را حتی شده یک نقطه به وصل بودن نزدیکتر میکرد! جاده تردید رسیدن به مقصود در لحظه های تردید رسید به تابلوی راهی که کلا به یک راهه یکطرفه مقصود میشد! خدا بود در مقصد! خدا بود در وسط! خدا بود در مقصود! این وسط من بودم یک طفیلی در مسیر مقصد و مقصود بودن...! ... ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #آبستره
... در حیطه دایره عشق مرکزیت دایره با عشق است! حد شعاع غیر و خودی از سیر پیرامونش همه با هم با مساواتی عجیب یکسان است! سهم عشق پراکنیه نقطه نورش برای هر کس و ناکس سهمی است مساوی از عالم نور! شفافیت بودنت است که قدر السهم میزند بر نامت خلوص کریستال وجودت تعیین میکند درخشش حاصل از دریافت نورت,اما به قدر حق السهمت! حول محور عشق چرخیدنت بدون خارج شدن از دور وجودت آباد میکند بدون ترس از خارج شدنت از گود! دایره عشق را آباد کن با تسلیمت نشکن این وسط سیر دایره را با تدبیرت! چشم بسته و خاموش از منمیت اعتماد کن و دلت را بده به دست تقدیرت! آسمان عشق را چشم بسته پرواز کن یک لحظه ام حتی به استعداد پروازت تردید مکن! نقش نقطه پرگار را به یار بسپار تو فقط نقش محیط دایره را به یاد بسپار! خانه خالی برای رفت و شد ما را از نقطه پرگار به حول سیر دایره تقدیر بسپار...! ماسام ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #هنرمندان #میثم_عامری #عکاسی #ماسام
... هر که با ما در افتاد ور افتاد قافیه را یکجا به حساب کم افتاد پیج جاده را یکجا باخت رنگ نگاهش را به رخ نگاهم باخت قافله راه را کمین زدند وسط راه شانه به خاکی زدم سر فصل شب به فردا قافیه زدم! خانه خاموش شب را تابش نور فردا چراغ سر در خانه زدم! نسیم صبح فردا پنجره خواب فردا پلک بر هم زده اما بیدار فردا یادم انداخت من باشم یا نباشم خورشید هست ماه هم هست! شب تاریک فردا هم هست! خانه من یک نگاهم شده وسط شهر چراغهایش هنوزم روشن هست...! ... ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #آبستره
... خاطر من و تو سایه بلند و آفتاب دور عشق من و تو نفس شب بسته به صبح! حکایتی دور اما آشنا برگرفته از قصه ای دور از اون قدیما! نفسی وصل به هوا اقیانوسی عمیق و حیرون میون مثلث برمودا! بدون هم رو هوا مثل بادبادکی خوش پر بالا,اما آخرش وصل به یدونه نخ! نگاه از اون بالا پر از تردید سقوط حتی بدتر,حیرون شدن توی بادی سر در گم! از اینور به اونور یهو سرنگون از بالا به پایین شایدم یکم کج! سقوطی آزاد یکسره تا آخر! با هم اما پرواز بی بال سیر یکسره توی آفاق! یک نفس عمیق و چشمهای بسته دستات توی دستام خاموشیه شب تو و دستام بدون ترست از پرواز! سهم اعتمادت به دستام چشمهای بسته و دوستی با جریان نسیمی پرواز ساز! پروازی بدون ترس از سقوط بعد از بلندای پرواز...! ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #موزیک #میثم_عامری #آبستره #هنرمندان
.. یروزایی هست که دنیات غم زدست حتی خورشیدم پشت ابرها ماتم زدست آسمون آبی, اما پنجره نگاهت یخ زدست حتی فرش خونه گلهاش تو سایه غم چادر زدست آیینه اتاقت هم بدجور خاک زدست دور و برت هر چی هست آیه یاس میخونه خونه نگاهته که این چیزا رو میبینه اگر بجای چشمات از دریچه قلبت نگاه کنی امیدو از دور با گرمای دلت از یخ باز کنی اونوقته که همه غم دلتو با یه یاد تاق میزنی یاد امید,یاد عشق,یاد فردایی که با یاد خورشید فردا,دنیا را طاق شادی میزنی...! ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #میثم_عامری #آبستره
.. یروزایی هست که دنیات غم زدست حتی خورشیدم پشت ابرها ماتم زدست آسمون آبی, اما پنجره نگاهت یخ زدست حتی فرش خونه گلهاش تو سایه غم چادر زدست آیینه اتاقت هم بدجور خاک زدست دور و برت هر چی هست آیه یاس میخونه خونه نگاهته که این چیزا رو میبینه اگر بجای چشمات از دریچه قلبت نگاه کنی امیدو از دور با گرمای دلت از یخ باز کنی اونوقته که همه غم دلتو با یه یاد تاق میزنی یاد امید,یاد عشق,یاد فردایی که با یاد خورشید فردا,دنیا را طاق شادی میزنی...! ... #شعر #عکاسی #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #میثم_عامری #آبستره
... همه آمال من رویای رسیدن به تو دیدن باغ گل از پنجره نگاه تو پنجره اتاق دلم مشرف به باغ گل تو واسطه خیال من, پنجره باز دلم به چشمهای تو رقص برگهای سبز در نسیم ملایم و خوش رفتار پرتو خوشرنگ خورشید توی آسمونی با تم غالب آبی افق نگاه من خیال رنگ چشمهای تو همت وجودم سیر آفاق وجود تو حال خوش من,نگاه تو پنجره ای است از بهشت در مقام تشبیه گذر از سرمای این دنیا نصیبی است حتی برای یک لحظه سهم من از رنگ چشمانت باغی است و گرمای خورشید و پنجره ای رو به آسمان آبی هوای خوش و نسیم و بوی خاک تازه بارون زده ای پنجره اتاق دلم باز شده رو به باغ مصفایی منتها آرزویم دیدن نگاه تماشایی تو...! #شعر #عکاسی #موبایلگرافی #نثر #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #میثم_عامری #ایران_من #تهران
... قلب شکسته ات را تکیه بر باد نکن قبله آمالت را سو به سراب نکن خواب زده انتظار شدی مغلطه یار شدی خام خیال خواب شدی سوی نگاهش با تو نبود اوج پروازش همرده سیر صعودیه تو نبود تو در پی یار و یار در پی خویش گویی میان همهمه های دنیا تنها صدای تو بود که آرامش روحش را ربود خام خیالم از عشق می سرود ناگاه هارمونیه ناکوک با خیالم شد کوک آمد وسط چهچهه مستانه ام و رویایم را ربود شیرینیه رویایم به یکباره شد کابوسی تلخ زلزله آمد و خانه عشقم به یکباره ویرانه شد دستم که در انتظار دستش بود برای عاشقانه چنگیدنش از زیر آوار مشتی شد در انتظار غروب...! دستم را آیا کسی هست که بگیرد زیر این آوار جز آواز غم هم آیا هست دلم لک زده برای کمی هوای عاشقی هوای بدون ترس هوای بدون ابر و غروبی دلگیر هوای پرواز کبوترهای عاشق هوایی بدون کلاغهای حریص در به در برقی چشمگیر! ... ... #شعر #عکاسی #موبایلگرافی #نثر #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #میثم_عامری #ایران_من #تهران
... همه تلاشت این است که به رنگ دنیای من غبار غم بزنی غافل از اینی که رنگ وجودم تاثیر نپذیرد از رنگ مکدر! چنان تک رنگ عالمم که رنگ خراب آباد تو خرابم نکند! چنان غرق نورم که در مقابل سیاهی رنگ تو طیف رنگ وجودم نه صفر و یک و نه منطق فازیست! نظریه های راجب رنگ وجودم هنوز به دنیای رنگها نیامده اند...! ... #شعر #عکاسی #موبایلگرافی #نثر #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #میثم_عامری #ایران_من #تهران
... در افق نگاه من غم از بودن جدا بود سبزیه درخت و آبیه آسمون جایی واسه خودنمایی سیاهی نذاشته بود خط سیاه این وسط یه سایه بود از خورشید خاموشیه شب هم پشتش به صبح فردا گرم بود افق نگاه من غربت شب را قریب صبح میکرد قرابت من و خورشید مثال شب بود بدون ترس از تاریکی پشتش گرم بود به گرمای خورشید سرمای شب تاریک زمستونش به نگاهم بهاری بود طللع خورشید نفسش به نفسم گرم میبود خاطره من با خورشید مثال عالم سِیر در مسیرش بود مدار من و خورشید بدجور با هم هماهنگ بود...! #شعر #عکاسی #موبایلگرافی #نثر #ترانه #پرتره #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #میثم_عامری #ایران_من #تهران
!... ای که وقتهای بیداری شرط بستیم که باهم همراه باشیم حتی اون لحظه که همه خوابن پا به پای هم بیدار باشیم مثل اصطلاح رایج زمان ما پا ثابتت هم باشیم! یادت هست ادعای دوستی زیاد میکردی پایه بودن را ملاک صفت افتخار میکردی! چه شد یکدفعه خیانت پیشه کردی!؟ حتی معنای عشق را ‌هم خالی ز معنای عشق کردی هوس را جای عشق معنا کردی! طلوع خورشید را در خواب صبح کردی! صبح فردا را به کل در خواب ماندی خانه خاموشم را از پایه ویران کردی! چه شد...!؟ ... #شعر #عکاسی #موبایلگرافی #نثر #ترانه #هنر #عکاس #شاعر #دلنوشته #میثم_عامری #ایران_من #تهران #ماسام