همه عکس ها و کلیپ های بچگی در اینستاگرام

loading...
📝 #غمگین چرا؟! #خوشحال باش! #بخند! از حالا به بعد می تونی #کفشای لیمویی رنگتو که فقط چون اون دوسشون نداشت گوشه کمد افتاده بود خاک می خورد پات کنی، #روسری گلدار ارغوانیتو سرت کنی، خودتو بزنی به خیابونای شهر و با صدای بلند آواز سر بدی؛ می تونی بیشتر #کتاب بخونی؛ #شبا قبل #خواب کمتر #اشک بریزی؛ #خودتو بیشتر دوس داشته باشی؛ بیشتر با خودت #وقت بگذرونی. #وقتشه دوباره زندگیتو شروع کنی؛ #پیشرفت کن؛ پرواز کن؛ به #بلندترین نقطه ی #آسمون؛ اونقدر بالا برو که دیگه کسی #نتونه #آرزوهاتو ازت بگیره؛ بهش #نشون بده تو اون #دخترک دست و پا چلفتی به درد نخور که #همیشه #فکر می کرد #نبودی؛ تو یه دختر کوچولو با همون بهانه های #بچگی اما با یه #قلب #بزرگی که واسه رسیدن به #خواسته هاش، هرگز #تسلیم سنگایی که جلوی پاش میندازن نمیشه! #نیلوفر_زارع #💜🎾🦄
⬅️ما تو این سن که خیلی از (تازه به دوران رسیده ها) دوچرخه نداشتن موتور زیر پامون این بود🔞💯 #سال_۹۰_۸۹ #اصالت #خدایا_شکرت 🏁🚩 #تهرانپارس #ویو #بچگی #گیو #پرو
ای کاش میشد دوران بچگی رو دوبار تجربه کرد 👌👌👌👌در عالم بچگی همه چیز زیبابود وخیلی راحت به بزرگترین آرزوها مون میرسیدم که آرزوی اکثر ما داشتن یه اسباب بازی بیش نبود ☺️☺️👌👌چقدر همه چیز واسمون ساده و دست یافتنی بود، درکی از دوران بزرگسالی نداشتیم که چقدر دنیای بی رحمی هست دنیای بزرگسالی............ 👌👌👌 #یادش_بخیر #یادش_بخیر_قدیما #یادهاوخاطره_ها #سیامک_عباسی #بچگی #روزهای_خوب #کودک #کودک درون
بچه که بودم احساس میکردم یه حبابی تو دلمه که وقتی ناراحت میشم اون حبابه میپوکه تو دلم وقتی از یه چیزی ناراحت میشدم میرفتم زیر پتو گریه میکردم!!! وقتی دعوام میکردن انگار چنگ زدن به دلم اون حبابه رو پوکوندن... از همون بچگی بی صدا ناراحت میشدم بی صدا گریه میکردم بی صدا دلم میشکست میترسیدم سمت آدمایی برم که چندبار چنگ زدن به دلم!!! مگه کم دردی بود؟؟ پنهانی گریه کردن مگه کم دردیه؟ مگه من چنتا حباب تو دلم داشتم؟ الان ما به اون حباب میگیم دل میگیم قلب... بزرگتر که شدم از یه چیزی که ناراحت میشدم سریع به زبون میاوردم دردو دل میکردم اما با گذر زمان فهمیدم هیچکس نمیتونه شنونده ی خوبی برای دردات باشه... دوباره شدم همون آدمی که تو بچگی بودم‌!!! شروع کردم پوکیدنه حبابارو شمردن وقتی از حدش میگذره میرم زیر پتو پنهانی ناراحتیمو تخلیه میکنم من عاشقه آدماییم که وقتی ناراحتم از رفتارم از چشمام از حرکاتم میفهمن #حباب #بچگی #درد #قلب #شکست #ناراحتی #تنهایی #بزرگی #پنهانی #دل #چنگ #زخم #ترس #گریه #گریه_بی_صدا #آدمای_ناراحت_کننده #پوکیدن_حباب #بزرگ_شدن 📝نویسنده: #فاطمه_رشیدی 📷عکس: #فاطمه_رشیدی
در عالم کودکی به مادرم قول دادم ، که تا همیشه هیچ کس را بیشتر از او دوست نداشته باشم. مادرم مرا بوسید. و گفت : نمی توانی عزیزم ! گفتم : می توانم ، من تو را از پدرم و خواهر و برادرم بیشتر دوست دارم . مادر گفت : یکی می آید که نمی توانی مرا بیشتر از او دوست داشته باشی . نوجوان که شدم دوستی عزیز داشتم . ولی خوب که فکر می کردم مادرم را دوست داشتم . معلمی داشتم که شیفته اش بودم ولی نه به اندازه مادرم ! بزرگتر که شدم عاشق شدم ، خیال کردم نمی توانم به قول کودکی ام عمل کنم . ولی وقتی پیش خودم گفتم ؛ کدامیک را بیشتر دوست داری باز در ته دلم این مادر بود ، که انتخاب شد. کاش همیشه تو همون دوران بچگی میموندیم #بچگی #مامان و بابا😉
.
خیلی دنبال ی متنی گشتم که وصف حال این بچه ها باشه ولی پیدا نکردم...
پس بهترین چیزی که میشه گفت: #بدون_شرح  هست
آهان راستی...
این بچه ها برای یک روستای دور افتاده یا نقاط محروم ایران نیستن هاا...
همشون بچه های تهران هستن...!!!
بیخ گوش ما خیلی از ما ها😔😔
#بچه_های_کار
#فقر 
#آجر_پزی_ها
#کودکی
#درد 
#بچگی
. خیلی دنبال ی متنی گشتم که وصف حال این بچه ها باشه ولی پیدا نکردم... پس بهترین چیزی که میشه گفت: #بدون_شرح هست آهان راستی... این بچه ها برای یک روستای دور افتاده یا نقاط محروم ایران نیستن هاا... همشون بچه های تهران هستن...!!! بیخ گوش ما خیلی از ما ها😔😔 #بچه_های_کار #فقر #آجر_پزی_ها #کودکی #درد #بچگی
. : وارد مغازه میشوم و یک سری استکان نعلبکی و قوری زرد رنگ اسباب بازی انتخاب میکنم. فروشنده میگوید:خانم صورتیشو ببرید دخترونه تره 👸میگم برا پسرم میخوام.👱‍♂️ با تعجب به من نگاه میکنه و میگه:اگه پسره ماشین بگیرید یا جعبه ابزار ،هوا پیما یا چراغ قوه،پسر که آشپزی نمیکنه. با خودم مرور میکنم در دنیایی که زنهایش پا به پای مردها کار می کنند مردهایش باید یاد بگیرند خستگی را با چای از تن همسرشان در آورند. در دنیایی که زنهایش با مفهوم چک و قسط و وام عجین شده اند، شرم دارد مردهایش با دستور قرمه سبزی و ته دیگ ماکارانی بیگانه باشند‌. من برای فرزندم همسری قدرتمند آرزو میکنم زنی که تنها دغدغه اش نهار ظهر و شام شب نباشد. زنی که تمام لذتش در خرید خلاصه نشود. زنی که سیاست را بفهمد، شعر ببافد، کتاب بخواند و از دنیای اطرافش بی خبر نباشد. برای آنکه پسرم شایسته چنان زنی باشد باید یاد بگیرد چای دارچینی درست کند. یاد بگیرد آشپزی کند. لالایی بخواند. نوازش کند و جملات عاشقانه بگوید. من پسرم را یک همراه خوب بار می آورم . به پسرم خواهم آموخت که روزی که زن گرفتی با دستهای خودت موهایش را بباف. گوشواره گوشش کن. نوازشش کن. یادت باشد، زنها از گرسنگی نمی میرند اما بی مهری و بی توجهی آنها را میکشد. پسرم ، استکان اسباب بازی زرد رنگ را به طرفم میگیرد. من نگاهش میکنم و او می گوید: بخور چای دارچینی برات پختم😍 #امیر رضا #دل آرا #محمد رضا عشق #بچگی #خاله بازی #دنیای پاک کودکی
چقدر دیدار اتفاقی دوستای قدیمی خوبه، مخصوصا امیرهوشنگ کیانفر که یکی از قهرمانان ملی در رشته #کیک_بوکسینگ و #ساواته و همچنین داور بین المللی باشه . متوجه شدیم که عازم مسابقات جهانی بلغارستان هستند جاداره که آرزوی موفقیت داشته باشیم برای ایشون و تمام هم تیمی‌هاشون، امیدواریم با تمام مشکلاتی که سر راهشون بوده با کلی مدال‌های رنگارنگ برگردند. 🙏🏻🙏🏻💪❤️😍 #آدرین #ورزش_قهرمانی #مسابقات_جهانی #قهرمانی #ورزش #پسربچه #نینی #نینی_ناز #فداش #بچگی
🎵بانو جان فرفری موی غزل ساز منی بانو جان عشقه خاموش غزلهای من بانو جان تو از این حاله دلم بی خبری بانو جان جز دله من به کسی دل ندهی🎵 . 🎶 . 💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞 💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞 💞💞💞💞💞💞💞💞💞💞 💞💞💞💞💞💞💞💞💞 💞💞💞💞💞💞💞💞 💞💞💞💞💞💞💞 💞💞💞💞💞💞 💞💞💞💞💞 💞💞💞💞 💞💞💞 💞💞 💞 . #ترانه_علیدوستی #امیر_عباس_گلاب #بازیگر_زن #خواننده #هنرمند #معروف #مشهور #ایرانی #عشق #زیبا #قشنگ #بهترین #بچگی #ادیت
یه زمانی با کلاه نمدی بالای سر گردو هامون همچو خان نشسه بودیم! امروز چی !؟ دنیا همینه! #الدنیاماترحم . ✔ .✔ . ✅انسان هر چه بالاتر برود احتمال دیده شدن وصله ی شلوارش بیشتر می شود – ادیسون✅ . #نوستالژی #کلاه_نمدی #بچگی #گیوه #قدیما #گردو الحمد الله دائما" و ابدا"💙💙💙 .
درامد سال اول کار کردنم صرف خرید انار ، بدهی ها و پرداخت دیون دولتی شد. سال دوم به خریدن لباس و رفتن به سمت لاکچری پوشیدن کت و شلوار چند میلیونی. سال سوم به سفر و رستوران رفتن. بعد یه مدت دیگه هیچکدومشون حس خوبی بهم نمیدادن و حالم از رستوران رفتن و خرید به هم میخورد، خوشحالم که در دو سال گذشته به شادی درونیم بیشتر توجه کردم و رضایت خودم از خودم را به تفکر بقیه ترجیح دادم. این سفره وسوسه انگیز توسط دوست خوبم در اشخانه پهن شده و حسابی ذوق کردم، غذایی که برنج، سبزی، رب گوجه، پیاز و کدو حلوایی توسط خودشون تهیه شده است قطعا نزد من لذیذتر از غذایی که در پر اوازه ترین رستوران ها سرو میشه. کلا این شهر های کوچک خیلی خوبند، با وجود سرما شدید بچه ها داشتن تو کوچه بازی میکردند و اتش روشن میکردند. یاد نه سال اول زندگیم تو همدان افتادم که تمام وقتمو در کوچه میگذروندم و صبح ها کشیک میکشیدم که ببینم بابابزرگم کی میره باغ تا من هم همراهش برم. کلی از خاطره هام امروز زنده شدند. پ ن: لعنت به تهران و کوچه های تنگش، ساختمان های بلندش و مردمان عادت کرده به روزمرگی #زندگی_شاد #خاطره #همدان #بچگی #ذوق #شادی
#دلتنگی #بچگی ............................................ 👬 وقتی کوچیک بودیم... 📺 تلویزیون... 🍛 با شام سبک... 🔆 با پنکه شماره ... مشقاتو مینوشتی خط خط از بالا به پایین //////// \\\\\\\\\ ||||||| \\\\\\\ ////// 🏡 اون وقتا زندگی شیرین بود و طعم دیگه ای داشت. 😓 یادت میاد؟؟؟ وقتی که صدای هواپیما رو میشنیدیم... می پریدیم تو حیات براش دست تکون میدادیم✈... می نشستیم به انتظارکلاس چهارم تا با خودکار بنویسیم✏... 😓 یادت میاد؟؟؟ 👪 وقتی مامان می پرسید ساعت چنده میگفتیم بزرگه رو و کوچکه رو 😥 یادت میاد؟؟؟ وقتی نقاشی میکردیم خورشیدو رو زاویه برگه میکشیدی... ✏📄📝 😓 یادت میاد؟؟؟ فکرمیکردی قلب انسان این شکلیه♡ 😥 یادت میاد؟؟؟ در یخچالو کم کم میبستی تا ببینی لامپش چه جور خاموش میشه... ☺😊 😓 یادت میاد؟؟؟ اگه کسی بهت میگفت برو آب برام بیار اول خودت از سر لیوان میخوردی و جای لبهاتا با دستت پاک میکردی... ☺😊
خیلی خوش میگذشت اما حیف که زود گذشت .،😐😔😔😔😔 به دنیا گفتم بزن کنار میخوام پیاده شم چقد میشه؟ پرسید کجا سوارشدی؟ گفتم: دهه شصت! گفت: برو داداش یه صلوات بفرس ما از بدبختا پول نمیگیریم! 😂😂 #دهه_شصت #نوستالژی #قدیمی #قدیما #بچگی #یادش_بخیر #کهنه #خاطرات #نسل_سوخته #عشق_بازی #گل_کوچیک #کارتون #تلوزیون #چراغ_نفتی #کرسی #فرفره #خونه_مادربزرگه #جوراب_نازک #رفاقت #دوستی #شامپو_تخم_مرغی #حموم_عمومی #توپ_پلاستیکی #زن_سکسی
همیشه یه جای هست که آدم توی بچگیش خاطرات خیلی خوبی داره..شیطونیا..بازی کردن با بچه های فامیل....که همش خاطرات فوق العاده ای برات میسازه..بهترین زمانی که هیچ وقت برنمی گرده..👵🏻 #بچگی#خونه_مادربزرگ#زمان_قدیم#عکس #همبازی_بچگی
همیشه یه جای هست که آدم توی بچگیش خاطرات خیلی خوبی داره..شیطونیا..بازی کردن با بچه های فامیل....که همش خاطرات فوق العاده ای برات میسازه..بهترین زمانی که هیچ وقت برنمی گرده..👵🏻 #بچگی #خونه_مادربزرگ #زمان_قدیم #عکس #همبازی_بچگی
عکسی از بچگی من در سال قبل دوره آمادگی ... #بچگی #۱۳۷۸ #عکس #خاص #تاریخی #خاطره_ها
💟🍁 # # #آدمها واقعند عجیبند در #بچگی به #عروسکی که باید با او بازی کنند دل می بندند اما وقتی بزرگ می شوند با #دل آدمی که باید به او دل ببندند بازی می کنند... #عکاس
#میوه_های_پاییزی_آبجی_خانم😉😉😍😍😍😍😍 وای که چه حالی میده آبجی شکمو و دست به خرید داشته باشی 😜😜😜😜😜😜😜 آبجی من خیلی شکمو ، برعکس من هر چی تو بازار و مغازه و فروشگاه ببینه خالی میکنه میاد خونه انگااار دنیاااااااارو بهش دادن ، یعنی کمدشو باز کنی پر از لواشک ، شکلات های مختلف و کاکائو و آجیل و چیپس و.............ست 😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍 یادش بخیر ... یه روز انقدر شکلات و آجیل و توت تو کمدش بود که فردا دیدیم کلیییییی مورچه با صف منظم یه مسیر طولانی رو دارن میرن و میان ، دنبالشون کردیم رسیدیم به کمد آبجی دیدیم داخل تنقلاتن 😂😂😂😂😂😂😂 و حیف شدن مخصوصا پاستیل و توت هاش من همیشه #بر_عکسش بودم ، خیلی دوسداشتم اون چیزی که تو مغازه یا بازار بود رو میخریدم ولی همیشه میگفتم ولش کن بجاش #پولشو #پس_انداز میکنم ، وقتی آبجی یا بابام برام میخرن چرا من پولمو خرج کنم😉😉😉😜😜😜😜 کلا از بچگی عشق #پول_جمع_کردن بودم ، حتی پول تو جیبی که پدرم بهم میداد تا آخر برج داشته باشم همشو میزاشتم کنار ، میگفتم بابا پول بده برم خرید😉😉😉 اوایل میگفت مگه بهد پول ندادم و....... منم پولامو نشونش میدادم ، اونم چون میدونست پولامو #پس_انداز میکنم برای روز مبادا ، پول خریدامو دوباره میداد حتی بیشتر یا سه چهار برابر از پول ماهیانم🙈🙈🙈🙈 من حتی تو دانشگاه استادا میگفتن فلان وسیله فلان مارک باید حتما باشه من برعکس انجام میدادم که بتونم پول #پس_انداز کنم😂😅😅🙈🙈 و در آخر با دوستام که حساب کتاب کردیم اونا تو یک سال دو ملیون و خورده ای پول وسایل و..... دادن مال من شد یک ملیون دویست و.... همشون آخر سر گفتن تو زرنگتر بودی 😉😉😉😉😉 تو فامیل همه حرص میخوردن که من عشق پس انداز کردنم ، هنوزم که هنوز ، بحث پول بشه همش میگن تو بدبختی ، آقا من اگه پول پس انداز میکنم از شکمم و خرید هام که نمیگذرم ، اون بجاش اینم بجاش 😒😒😉😉 من فکر روز مبادام 😉😉 از #بچگی همینجوری بودم #عاشق_پول_جمع_کردن بودم ، همش ذوق اینو داشتم که بعد از هفت الی ده سال ، مثلا خانوادم میگفتن میخواهییم فلان چیز رو بخریم این مبلغ رو کم داریم و من با شوق و ذوق بگم بیایید 😜😜😜 و بعداا بگن چه دختر زرنگی داشتیم 😜😜😜😜😜 هنوز این اخلاقمو دارم ، بنظر شما کار من درست یا نه ؟؟؟؟ خیلی ها بهم گفتن #نه نظر شما چیه ؟؟؟
حس خوب این عکس 😍خریدنی است #بچگی #عکس #خاطره #کودک #عروسک #یادگاری
ببین و باور نکن که من این پیتزا رو خورده باشم 😂...فقط قارچ های روشو خوردم 🙄🙄🙄...از وقتی که خودم رو میشناسم تو رژیم بودم😂امان از استعداد چاقی...... نمیدونم چرا هر چی استعداد تو زمینه های خوبه به این خواهرم سارا داده و هر چی استعداد تو زمینه های بده به من داده🙄🙄🙄( یعنی اگه پشتکارم نبود معلوم نبود اخرش چی میشم ) بچه که بودیم همیشه یادم میاد.....سارا شبا سیب زمینی سرخ کرده با سس میخورد که چاق بشه و منم ماست کم چرب که لاغر بشم😐😐😐😐 یه روز دور سفره غذا نشسته بودیم و منم داشتم همون ماست کم چرب جان رو میل میکردم که ناگهان دیدم.....سارا دراز کشید کنار سفره و به مامانم گفت: مامان من چرا هر چی غذا میخورم سیر نمیشم...... یعنی فقط اون موقع عکس العمل من رو حدس بزنین😑😑😔😔😡😡😡😡 چنان لیوان آب رو ریختم تو صورتش که تا دم در دنبالم کرد😂😂😂😂 آیا شما هم از اینگونه خواهران دارین😂؟ #خواهرانه #دختر #خاطرات #بچگی #کودکی #زندگی #هلسینکی #فنلاند #سارا #فنلاند #دختر_ایرونی #زن_ایرونی #دخترونه #پیتزا #سفر #کشتی #سنتپترزبورگ #روسیه
کیا اهل خل بازین؟! به خدا باورت نمیشه...هیچی تو دنیا به قدر خُلبازی حالمو خوب نمیکنه...دلم خُلبازی می خواد...دلم میخواد روی لبه ی جدول راه برم...برا بچه های ماشین کناری شکلک در بیارم...😛دلم میخواد دماغم رو بچسبونم به شیشه ی ماشین...نمیدونی از اون طرف چه تصویر داغونی از آدم دیده میشه...ولی مهم اینه که اون طرفی ریسه میره...بعد توهم از خنده اون ریسه میری...کلا خنده یه سیکله...اونو بخندون:خودتم می خندی...😁😂غم هم لامصب یه سیکله...غم غم میاره...🙁😔 ادامه پیدا می کنه تا یکی یجا شجاعت کنه و دماغشو بچسبونه به شیشه ی ماشین...اون وقته که سیکل غم شکسته میشه . پ.ن: نظرشما راجع به کپشن چیه؟من اینجوریم یا شما هم به وقتایی اینجوری میشید؟چجوری بگم ..شما هم دلتون میخواد کودکی کنید؟چرا آخه ماها این کودکی کردن ها رو بد میدونیم؟اگه سربه سر یه بچه ی کوچولو بزاریم تا بخنده از ماکه چیزی کم نمیشه...میشه؟ نخندینا من با مامانمممممم با لحن کودکیام حرف میزنم.😻😻تازه شَم محله گل و بلبل رو هم خیلی دوست دارم😹😹 #بازی #شادی #غم #زندگی #این_نیز_بگذرد #خنده #گریه #کودکی_هایمان زمانه #قضاوت #محله_گل_و_بلبل #بچگی #بزرگ_شدیم #کودکانه
به یاد خونه ی مادربزرگ، یادش بخیر چقدر گلدون یاس مادربزرگ‌ گل میداد.دونه دونه یاس هارو از سوزن نخ رد میکردیم تا یک گردنبند‌یاس به گردن بندازیم . فیلم و عکس های خاطرانگیزتون و برای ما بفرستید ... #مادربزرگ #یاس #نوستالژیک #بچگی #خاطرات
چهل ساله های امروز !
در روزگاری نه چندان دور،چهل پنجاه سالگی، سن قرارو آرام بود.
چهل پنجاه  ساله جزو بزرگان فامیل بود و احترام و بروبیایی داشت.
 زندگیش امنیتی داشت و ثباتی..!
امروز اما چهل پنجاه ساله های  ایرانی وضع ديگرى دارند..!
نه مانند سالیان قبل احترام بزرگتری و ریش سفیدی دارند،و نه همچون جوامع پیشرفته ثبات مالی و امنیت اجتماعی،
چهل پنجاه  ساله‌ی امروز ایرانی، چند سالی است در حال دست و پنجه نرم کردن با گرفتاری‌های مهاجرت است.
 هنوز دارد زبان خارجی یاد می‌گیرد 
در حالیکه ذهنش دیگر ذهن بیست سالگی نیست!
در کشور غریب امتحان شغلی و امتحان رانندگی می‌دهد و همچنان با قوانین جدید کشور بیگانه دست به گریبان است.
همچنان به چیزهایی که پشت سرش گذاشته و آمده، فکر می‌کند وگاهی افسوس می‌خورد..
نگرانی‌های یک آدم بیست ساله را درجسم و روح یک چهل پنجاه ساله به دوش می‌کشد
چهل پنجاه ساله‌ی امروز ، هم پدر و مادر است برای فرزندانش، و هم گاهی برای پدر و مادرش..
باید ستون محکم بزرگترها و کوچکترها باشد. 
سفت و محکم بایستد و اصلاً احساس ضعف نکند. خیلی هم احساساتی نشود!
در روزگاری که نه فرزندش خیلی تره برایش خورد می‌کند و نه پدر و مادرش ، او باید حواسش به همه‌ی آنها باشد . 
مشکلات همه را سر و سامان دهد و مشکلات خودش را هم.
چهل پنجاه ساله‌ی امروز ، باید برای آینده‌ی فرزندش آنهم در این اوضاع آشفته، تدبیر بخرج دهد.
گرچه هنوز جسمش و روحش هزار طلب دارد، باید با تنهایی کنار بیاید، چرا که حتی اگر بتواند رابطه‌ی پیچیده‌ی زناشویی را زنده و شاداب نگه دارد. باز هم تنهاست..! چون وقت ندارد و امکانش نیست به این چیزها فکر کند . چون همه منتظر اویند و متوقع از او.
چهل پنجاه ساله‌ى روزگار ما همچنان باید چهار اسبه کار کند.
 چون روزگارش ثبات اقتصادی ندارد هنوز و آینده‌اش نيز هنوز مبهم است و دیگر بدنش طاقت اینجور کار کردن را ندارد.
 گاهی فشار بالا می‌رود و گاهی پایین.گاهی تپش قلب می‌گیرد..!
چهل پنجاه ساله‌ این روزگار همان‌هایی هستند که در بلاتکلیف‌ترین دوران این سرزمین رشد کردند، تمامی آزمون و خطاها روی آنها صورت گرفت..
بدیهی‌ترین تفریحات دوران نوجوانی و جوانی برای آنها جرم محسوب می‌شد.. دلهره وترس ونگرانی به داخل سلول‌هایشان رخنه کرد، جزئی ازوجودشان شد و با آن بزرگ شدند، در بچگی مطیع بودند و در بزرگسالی نیز مطیع..
همیشه منتظر سرابی به نام آینده‌ی بهتر بودند..
چهل پنجاه سا‌له‌ی عزیز! 
اگر بخت با تو یار بود و زنده ماندی!قوی باش!خیلی قوی
تو چهل پنجاه ساله‌ی این روزگاری
چون زندگی هنوز با تو خیلی کار دارد...
چهل ساله های امروز ! در روزگاری نه چندان دور،چهل پنجاه سالگی، سن قرارو آرام بود. چهل پنجاه ساله جزو بزرگان فامیل بود و احترام و بروبیایی داشت. زندگیش امنیتی داشت و ثباتی..! امروز اما چهل پنجاه ساله های ایرانی وضع ديگرى دارند..! نه مانند سالیان قبل احترام بزرگتری و ریش سفیدی دارند،و نه همچون جوامع پیشرفته ثبات مالی و امنیت اجتماعی، چهل پنجاه ساله‌ی امروز ایرانی، چند سالی است در حال دست و پنجه نرم کردن با گرفتاری‌های مهاجرت است. هنوز دارد زبان خارجی یاد می‌گیرد در حالیکه ذهنش دیگر ذهن بیست سالگی نیست! در کشور غریب امتحان شغلی و امتحان رانندگی می‌دهد و همچنان با قوانین جدید کشور بیگانه دست به گریبان است. همچنان به چیزهایی که پشت سرش گذاشته و آمده، فکر می‌کند وگاهی افسوس می‌خورد.. نگرانی‌های یک آدم بیست ساله را درجسم و روح یک چهل پنجاه ساله به دوش می‌کشد چهل پنجاه ساله‌ی امروز ، هم پدر و مادر است برای فرزندانش، و هم گاهی برای پدر و مادرش.. باید ستون محکم بزرگترها و کوچکترها باشد. سفت و محکم بایستد و اصلاً احساس ضعف نکند. خیلی هم احساساتی نشود! در روزگاری که نه فرزندش خیلی تره برایش خورد می‌کند و نه پدر و مادرش ، او باید حواسش به همه‌ی آنها باشد . مشکلات همه را سر و سامان دهد و مشکلات خودش را هم. چهل پنجاه ساله‌ی امروز ، باید برای آینده‌ی فرزندش آنهم در این اوضاع آشفته، تدبیر بخرج دهد. گرچه هنوز جسمش و روحش هزار طلب دارد، باید با تنهایی کنار بیاید، چرا که حتی اگر بتواند رابطه‌ی پیچیده‌ی زناشویی را زنده و شاداب نگه دارد. باز هم تنهاست..! چون وقت ندارد و امکانش نیست به این چیزها فکر کند . چون همه منتظر اویند و متوقع از او. چهل پنجاه ساله‌ى روزگار ما همچنان باید چهار اسبه کار کند. چون روزگارش ثبات اقتصادی ندارد هنوز و آینده‌اش نيز هنوز مبهم است و دیگر بدنش طاقت اینجور کار کردن را ندارد. گاهی فشار بالا می‌رود و گاهی پایین.گاهی تپش قلب می‌گیرد..! چهل پنجاه ساله‌ این روزگار همان‌هایی هستند که در بلاتکلیف‌ترین دوران این سرزمین رشد کردند، تمامی آزمون و خطاها روی آنها صورت گرفت.. بدیهی‌ترین تفریحات دوران نوجوانی و جوانی برای آنها جرم محسوب می‌شد.. دلهره وترس ونگرانی به داخل سلول‌هایشان رخنه کرد، جزئی ازوجودشان شد و با آن بزرگ شدند، در بچگی مطیع بودند و در بزرگسالی نیز مطیع.. همیشه منتظر سرابی به نام آینده‌ی بهتر بودند.. چهل پنجاه سا‌له‌ی عزیز! اگر بخت با تو یار بود و زنده ماندی!قوی باش!خیلی قوی تو چهل پنجاه ساله‌ی این روزگاری چون زندگی هنوز با تو خیلی کار دارد...
. . شاید ما به سرعت از بچگیمون دور شدیم، کوچیک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم؛ حالا که بزرگیم با چه دلهای کوچیکی؛ کاش دلامون به بزرگی بچگی بود. کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم، کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود، کاش قلب ها در چهره بود… . . #کودکی #کودک #بچگی #بچگانه #دل_نوشت #عکاسی #عکس
#عمتي_المظلومه #رقیه_جان ————————————— زخمی، کبود... زینب کبری(س) رقیه است آتش گرفته... حضرت زهرا(س) رقیه است تاریخ شاهد است و مقاتل نوشته اند: زخمی ترین سه ساله ی دنیا رقیه است ————————————— 🔻پ.ن گو به هر کس اربعین میل زیارت کرده است با توسّل بر رقیه(س)، او ضمانت میشود #شهادت_حضرت_رقیه #رقیه #اربعین #بطلب #بطلب_تا_که_فقط_سیر_نگاهت_بکنم #کربلا #عشق #بچگی #نجف #ایوان_طلا #محرم #گریه #اشک #ارباب
انوشه خانم گل، یکی دیگه از #کودکان مهد نگاره اصفهان. نقاشی آرزوهاش رو تبدیل به عروسک کردیم براش😊😘🤩🤗😚 انشاالله همه ارزوهات مستجاب بشن کوچولوی ناز😍 #بچه_خوشگل #بچه_ناز #بچگی #مهد #آرزو #عروسک_آدمک #آدمک #بنفش #عروسک_بنفش #انوشه سفارش 👈
از لپای سنگینم نگم براتون :) #نوستالژیک #بچگی #سالهای_دور
🔸ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩیم، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﯾﺾ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﻭﻓﺘﯽ ﺁﻗﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ، ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ... ﺑﮕﻮ ﮐﺠﺎﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭی؟ ﭼﺘﻪ؟ ﺯﻝ ﻣﯽ ﺯﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻮﻥ!! ﯾﺎﺩﺗﻮﻧﻪ؟ 🔹ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﮕﻪ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﻣﻮﻥ ﭼﯿﻪ؟ ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩﯾﻢ؟ ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻥ، ﻫﻤﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ... ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ، ﺩﺭﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ! ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺎﺩ؟ 🔸ﺧﺐ، ﺗﻮ جووﻥ ﺷﺪﯼ، ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ ! ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻬﺶ حالا ﻭﻗﺘﺸﻪ ﺗﻮﺍﻡ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ... ﺣﺴﺶ ﮐﻨﯽ! حالا ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻩ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺰﻧﻪ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ! ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﻬﺶ ﺑﺎﺷﻪ😊❤️ #بچگی #مادر
از تو #مهربان بابت تمام #اذیت هایی #بچگی #معذرت میخواهم امیدوارم قلبت هیچگاه از من گله مند نباشد.تا من همیشه #خوشبخت باشم. #زیباترین و #پاکترین #قلب را داری.. و من هنوز نتوانستم ذره ای عین تو با گذشت باشم #عاشقت هستم، #تولد ت مبارک #مادر خوبم!
... تا طفل بُدَم ، عجیب میخندیدم ! فارغ ز جهان ، چه شاد می‌خسبیدَم ! ای کاش که کودک به ابد می‌ماندم ! یا آنکه به دور کودکی می‌مردم ! #مسعود_موسی_زاده #بچگی #بچگیام #بچگانه #بچگیامون #بچه #کودکانه #کودک #کودکی #کودکان #طفل #سه_چرخه #بازی #اهواز
یادش بخیر بچگیا٬شیطونیا٬تموم پنهون کاریا  بازی گرگم به هوا٬کباب کباب٬تموم اسباب بازیا

لوس شدنا٬خندیدنا٬دوست داشتنای راستکی

عیدی گرفتن از همه٬پول تو جیبی٬بستنیای آبکی

یادش بخیر مادر بزرگ با قصه های جورواجور  حرف زدن از گذشته ها٬از زمونای خیلی دور

یادش بخیر اون زمونا٬خنده هامون راستکی بود

گریه هامون یه لحظه وکینه تو هیچ دلی نبود

مرزی و حدی که نبودپر می زدیم توی خیال  می رسیدیم به سادگی٬به آرزوهای محال

می شد تو اون روزای خوب٬خدا رو حس کردش و دید

می شد بدون پله رفت از آسمون ستاره چید
#بچگی
#خاطرات
#کودکی
#کودکانه
#نوستالژیک
#قدیمی
#حس_خوب
یادش بخیر بچگیا٬شیطونیا٬تموم پنهون کاریا  بازی گرگم به هوا٬کباب کباب٬تموم اسباب بازیا لوس شدنا٬خندیدنا٬دوست داشتنای راستکی عیدی گرفتن از همه٬پول تو جیبی٬بستنیای آبکی یادش بخیر مادر بزرگ با قصه های جورواجور  حرف زدن از گذشته ها٬از زمونای خیلی دور یادش بخیر اون زمونا٬خنده هامون راستکی بود گریه هامون یه لحظه وکینه تو هیچ دلی نبود مرزی و حدی که نبودپر می زدیم توی خیال  می رسیدیم به سادگی٬به آرزوهای محال می شد تو اون روزای خوب٬خدا رو حس کردش و دید می شد بدون پله رفت از آسمون ستاره چید #بچگی #خاطرات #کودکی #کودکانه #نوستالژیک #قدیمی #حس_خوب
كاش در كودكي ميمانديم انجا كه فقط تنها تلخيه زندگيمان شربت سرماخوردگيمان بود #بچگی #رویا #فراموش #نشدنی
. کودک غیرتمند چهارسالهٔ فالفُروش، وقتی صاحب مغازه یه ماشین بهش هدیه میده، میخواد پولشو حساب کنه...! واقعاً لحظهٔ دردناکیه..😞 . . . . شما هم به صفحهٔ مُبارزان بپیوندید👈 . #ظلم #کودک_کار #کودکی #بچگی #فقر #کار #بیکاری #فساد #تبعیض #ایران #جمهوری_اسلامی #ظالم #ثروت_ملی #آزادی #کمک #گرانی #اقتصاد_بیمار #جنگ #وطن #اتحاد
اگر روزی می آمد که جهان خواب هیچ کودکی را نمی دید، بی شک صداقت به آخر می رسید و دوستی و مهربانی، پشت اندوه های بزرگ بزرگسالی هایمان گم می شد. این روزها اگر عاشقانه سپری می شوند، به عشق بودن این کوچولوهای دوست داشتنی است . دنیا با کودکان همیشه زیباست؛ زیباتر از همه روزهایی که سراغ داریم.... امروز دوشنبه مهر ماه روز جهانی کودک است مهرسام جان روزت مبارک عزیزم . اون صندلی خرسی توی عکس کادوی روز کودک عمه معصومه مهرسامه یکی از مهربونترین عمه های دنیا ... . #مهرسام. #روز_جهانی_کودک. #عاشقانه #عزیزدلم. #نازدونه. #کودکانه. #بچگی. #صندلی_کودکانه. #خرسی
جلوم یه آلبوم پر از بچگیمو تاب سرسرت شلوغ ولی آروم تو عکس دور از قانون دور از ترس پر از فکرای بزرگ دنیای کوچیک اما چشمای درشت... #کوچکتر_که_بودم #قدیما #بچگی
* * * کوفته و خاطره بچگی برای چند روز عزیز جون اومده بود خونه ما یه روز قرار شد ناهار عزیز جون درست کنه و غذایی بود که برای اولین بار تجربه میکردم اون روز من و برادرم از صبح دفعه از عزیز جون پرسیدیم که عزیز ناهار چی داریم عزیز هم هر بار می‌گفت که کوفته داریم و ما ناراحت می‌رفتیم که چرا عزیز اینطوری میگه گذشت و به وقت ناهار رسیدیم با تعجب وقتی دیدیمش گفتیم این چه غذایی باز هم کوفته به گوشمون رسید و فهمیدیم بی خود از عزیز جون ناراحت شدیم و ناهار واقعاً کوفته بود و عزیز کلی بهمون خندید . ای کاش هنوز بچه بودیم و عزیز جون بود . #کوفته #کوفته_تبریزی #مادربزرگ #عزیز_جون #بچگی #خاطرات
توتو 🤣🤣🤣 یه پرز چسبیده به ناخون‌ش با میکروسکوپ بزور میشه دیدهش 😂😂😂یجوری میگه توتو ادم فکر میکنه مار اومده 🤣🤣😍😍😍 .. #اینستاگرام #شیرینزبون #بازیگوش #پسرم #پسربابا #پسرمامان #قشنگم #کودکی #کودکم #بچگی #وروجک #ماشاالله
تاب ریلکسیشن😍 ✅با بالاترین کیفیت ✅دارای ضمانت ۳ ساله ✅ راحت و سبک ✅رنگ کوره ای ✅پارچه ترک ۳ سوته خستگیتو در کن😂 #خانه #تاب #دخترونه #بچگی #کودک #میزتلویزیون #کنسول #جهاز_عروس #جهیزیه_عروس #جهیزیه #لاکچری #لاک #ارایش #اشپزی #خانه_عروس #منزل #منزل_شیک #مادر #میز
پاییز سال من دوم دبیرستان بودم مهرداد برای کنکور میخوند تو اتاق من که پر میشد از نور ظهر با هم درس میخوندیم ادبیات عربی زبان فارسی خسته میشدیم اهنگ کبوتر گوش میدادیم... الان که بعد از چند سال باز این اهنگ گوش دادم رفتم به سیزده سال پیش دلم باز همون نور خواست همون اتاق... تست زدنا با مهرداد... آخ که چقدر از عربی بدمون میومد :'( شیرین تر از خاطرات بچگی و خونه بابا چیزی هست تو این دنیا؟ دلم تنگت شدم داداش :-* #دلتنگی #دوری #خاطرات #بچگی #خونه پدری #بارونی #پاییزی #فریدون_آسرایی
بچگیامونـــــــــ😍ـــــــ #بچه #بچگی #بچگیام #بچگیامون
کاش میشد #بچگی را #زنده کرد #کودکی شد #کودکانه #گریه کرد #شعر #قهر قهر تا #قیامت را سرود آن قیامت که دمی بیش نبود #فاصله با کودکی هامان چه کرد کاش میشد #بچگانه #خنده کرد همچو آواز خوشِ یک #دوره_گرد #زندگی را بار دیگر دوره کرد .
کجاست روزهای بچگی ام؟ لباس مشکی من ! بهترین حکایت من؟ سه شاخه زنجیر ء با صدای زریف صدای سنج وغرش طبل ء بهترین متانت من! #بچگی #مشکی #ارباب_حسین