همه عکس ها و کلیپ های رمان در اینستاگرام

loading...
.
#نوشتن يك #قدرت به حساب مياد. نشون به اون نشون كه گاهي نميتوني چيزي به #زبان بياري، پس #مينوسي روي #كاغذ و تحويلش ميدي

پ.ن: دارم #نمايشنامه پيشگو مينويسم و اميدوارم تا آخر #اسفند تمومش كنم

#تياتر #تئاتر #نمايش #كتاب #مطالعه #رمان #داستان
. #نوشتن يك #قدرت به حساب مياد. نشون به اون نشون كه گاهي نميتوني چيزي به #زبان بياري، پس #مينوسي روي #كاغذ و تحويلش ميدي پ.ن: دارم #نمايشنامه پيشگو مينويسم و اميدوارم تا آخر #اسفند تمومش كنم #تياتر #تئاتر #نمايش #كتاب #مطالعه #رمان #داستان
📖📖📖📖📖📖 #کتاب_بزرگسال #رمان #صد_سال_تنهایی #گابریل_گارسیا_مارکز قیمت پشت جلد: تومن هزینه ارسال به سراسر ایران: رایگان .. .................................. شماره کارت جهت واریز وجه: ۶۰۳۷۶۹۱۶۱۲۷۱۵۳۱۸ ارغوان اشترانی،صادرات لطفا عکس فیش و نشانی دقیق پستی (همراه با کدپستی) را برای همین صفحه به صورت خصوصی ارسال فرمایید با سپاس #ارغوان_اشترانی تاریخ ارسال پست: // لطفا در صورتیکه بیشتر از سه ماه از تاریخ ارسال پست گذشته است قبل از واریز وجه از موجود بودن کالا اطمینان حاصل کنید #بهترین_هدیه #خرید_کتاب #معرفی_کتاب
به تازگی تجربه اتمام #رمان #دختری_با_کت_آبی رو از نویسنده معروف حوزه جوان و نوجوان #مونیکا_هسی داشتم. نمی‌دانم می‌توانید با نویسنده و شخصیت اصلی اثر همراه شوید یا نه، ولی اگر صفحه اول کتاب رو جذاب یافتید، مطمئنا به جذابیتی وصف ناپذیر دست می‌یابید. رمان در اثنای جنگ جهانی و اشغال کشورهای مجاور آلمان توسط سربازهای نازی واقع شده و حس و حال تلخ آن دوران را به‌خوبی منتقل می‌کند. چقدر فیلم‌دیدن و رمان‌خواندن و موسیقی‌شنیدن از این دوران سخت است! چه خوب می‌توان این تاریخ را به‌عنوانِ شاخص‌ترین تجلی اضمحلال و سقوط بشر پس از دست‌یازی به بالاترین درجات علمی و فکری و سیاسی برشمرد! به‌راستی چه می‌شود که والاترین و بالاترین عصر و مصر زندگی بشر از جهات مختلف، ظرفی برای پیدایش دانی‌ترین و پست‌ترین نمودها و بروزهای زندگی انسانی می‌گردد؟ چه خدایانی که در این هنگامه ساخته نشدند و چه خدایانی که نمردند! ( ) چه باورهایی که هزاران سال قرص و مستحکم مانده بودند و روز به روز راسخ‌تر می‌شدند و به‌یکباره تهی گشتند! چه براهینی که آکویناس‌ها و آنسلم‌ها، بوعلی‌ها و محیی‌الدین‌ها بر وجود خدا و نظم جهان و خیریت و فیض محض او و عدم وجود شرور و ... اقامه نکردند و به‌یکباره، بنای مطلای کلیسایی‌شان و مساجد ضرارشان و صوامع مزخرفشان فرو نریخت! نمی‌دانم جنگ‌جهانی را باید با دیدی کلی نگریست که میلیون‌ها انسان جان باختند یا کافیست دست‌نوشته‌های یک یهودی بازمانده از کوره‌های انسان‌سوزی را خواند و گریست و گریست و بعد نفر دوم و نفر سوم تا برسیم به میلیون‌ها جان ... میلیون‌ها عشق ... میلیون‌ها تباهی ... مگر می‌توان پس از آگاهی از درد چند انسان! در آن زمان کذایی، دیگر زنده ماند؟ در این رمان، تنها درد و رنج یک دختر جوان را مشاهده می‌کنید؛ دختری که در بادی امر، آنقدر رنج کشیده که به تمام رنج‌ها بخندد، لیک در جهانی که رنج تمامی ندارد و تنها متحرک ثابتش، فزونی هر چه بیشتر رنج است، کار به‌جایی می‌رسد که باز هم دختر جوان، رنج می‌بیند و رنج می‌یابد. گاه آدم به‌جایی می‌رسد که دیگر نه صدایی می‌شنود، نه رنگی تشخیص می‌دهد، نه مزه‌ای می‌چشد، نه عشقی احساس می‌کند، نه دردی می‌کشد ... تبریک می‌گویم! اگر چنین هستید، به جمع تهی‌ها خوش آمده اید ... این‌جا محلی‌ست برای خاکسترها و خاکستری‌ها؛ برای بی‌حس‌ها و بی‌احساس‌ها؛ برای آنانی که حتی رویا نیز نمی‌بینن، اگر هم منت نهاد و رویایی حاصل شد، جز کابوس و وحشت چیزی در نمی‌یابند. آری! ما همچو حباب تهی و بی‌رنگ هستیم ... ... #ی_ا_د
----------- #کتاب_خانه شماره ۶۲۱ ---------- کتابخانه‌ی دوست گرامی ٰ شما هم لطف ‌کنید: عکس کتابخانه‌ی شخصی خود را از طریق دایرکت برای ما ارسال و دوستان خود را برای پاسداشت این فرهنگ دوست داشتنی به صفحه‌ی ما دعوت کنید. . لینک کانال ما در قسمت بیوگرافی خوشحال میشیم افتخار همراهی شما رو داشته باشیم. 🙏🌹 ٰ #کتاب #کتابخوانی #فرهنگ #زندگی #لذت #خانه #طراحی_خانه #ادبیات #علم #زیبایی #نشاط #دنج #شعر #داستان #طنز #چیدمان #رمان #سبک_زندگی #قفسه #داستانک
بسم الله ياد داري شب عروسيمان عرش را گلفروش من كردي من كه يادم نمي رود اصلا گوشواره به گوش من كردي . همه ي صورتم اذيت شد  راه من را كه بست دركوچه جان اين بچه ها ببخش مرا گوشواره شكست دركوچه . . برای اطلاع از قیمت کتب به ایدی تلگرام یا دایرکت پیام بدید . فالو یادتون نره . ‏💎 ‏💎 ‏💎 ‏💎 ‏💎 . . #ایران #تهران #کتاب #کتابخانه #کتاب_فروشی #کتاب_نایاب #قدیمی #جدید #فلسفه #تاریخ #رمان #هنر #مذهبی #علوم #عرفان #سان_سیتی #احمد_شاملو #مجله #کتابدوستان #کتاب_نایاب #کتب #نویسنده #چاپ #کتابچه
رمان ايلخچي نگاهي به زندگي ساده و بي آلايش دراويش قديم ايران، #غلامحسين #ساعدي #ايلخچي #كتاب #رمان #دراويش
✒: #فرمول_یک 📌 #فعال_طور ☺ حامی: خب بگو چی میخوای تا واست عوض کنم -شکلاتی حامی: اوکی، مهرناز خانوم شما چی؟ مهرناز: من وانیلی می خورم حامی: مهراد تو چی؟ مهراد: همون طالبی خوبه حامی: ایول داداش روی صندلی هایی که بیرون از بستنی فروشی چیده شده بود منتظر نشستیم و حامی با بستنی هامون برگشت. وقتی توی دستم گرفتم تازه فهمیدم خوردنش به قول مهرناز واقعاً جلوه خوبی نداشت. نگاه بی رغبتی به بستنی توی دستم انداختم و آروم به سمت دهنم گرفتم. توی همین موقع گوشی مهراد زنگ خورد. دستشو به سمت جیبش برد و با اینکه با فاصله از هم نشسته بودیم اما تو یه لحظه آرنجش به دستم خورد و بستنی محکم به دهنم خورد. با بهت بهش نگاه کردم که دو تا دستاشو به نشونه تسلیم بالا آورد و درحالیکه سعی میکرد جلوی خندشو بگیره با تعجب زل زد به من خدایا می بینی، یه بار هم که اومدم اعصابمو آروم کنم این طوری شد. دستمو آروم به دهنم کشیدم، کل لبم و نوک بینی م به بستنی آغشته شده بود. با اخم قیف رو توی سطل زباله ای که نزدیکمون بود انداختم، آینه کوچیکی از کیفم درآوردم و مشغول تمیز کردن صورتم شدم، موبایل مهراد هنوز زنگ می خورد. بدون اینکه بهش نگاه کنم گفتم: نمی خوای جواب بدی؟ و بعد صداشو شنیدم که گفت: الو سلام، چند لحظه گوشی رو نگه دار و از جمعمون جدا شد... وقتی خیالم از تمیز بودن صورتم راحت شد آینه رو پایین آوردم و نگاهم به حامی افتاد که به زل زده بود به میز و ریز ریز می خندید این حالِ من خنده هم داشت. کائنات دست به دست هم دادن تا منو عصبانی کنن. حالا که اینطوریه غیر ممکنه خم به ابرو بیارم. بعد از چند دقیقه مهراد برگشت که بلافاصله از جام بلند شدم و گفتم: خیلی خوشمزه بود، مرسی از دعوت میزبان. خداحافظ ازشون دور شدم و تو دلم گفتم" منو به زور آوردن اینجا، بستنی که نخوردم هیچ، صورتمم نوچ شد. پس میزارم به حساب خودشون!" سوار ماشینم شدم و مستقیم برگشتم خونه... یک هفته تمرین سخت، پی در پی و مصمم باعث شد تا بتونم کمی خودم رو به استاد یوسفی ثابت کنم ولی همچنان باهام جدی رفتار می کرد. این دو هفته جوری خستم کرده بود که دلم می خواست سه روز بخوابم آخرین روز خسته و درمونده جلوی واحدم ایستاده بودم، کلیدم رو توی قفل چرخوندم که در خونه کناری باز شد و گندم پرید بیرون و گفت: سلام! لبخند خسته ای زدم و گفتم: سلام گندمک -اوه اوه! چقدر خسته! -خسته واسه یه لحظه ست، بگو جنازه. کِی برگشتی؟ -دیشب -حالا که من میخوام برم برگشتی؟ -نگـــو، کِی میری؟ -یکی دو روز دیگه -چه بد شد -تو که با یاسی جفت و جور شدی شیطون خندید و گفت: نگاش کن، پلکاش وا نمیشه
پ.ن: وقتی مشکلات فردی و معیشتی انسان ها از یه حدی بیشتر میشه، دغدغه های اجتماعی و مهم بودن درد مردم، قرتی بازی محسوب می شه. هرکسی هنر کنه و گلیم خودش رو از آب بیرون بکشه😔 #اتللو #شکسپیر #روانپزشکی #روانشناسی #رواندرمانی #رواندرمانی_تحلیلی #روانکاوی #ذهن #ادبیات #داستان #نمایشنامه #رمان #کتاب #کتابخوانی
سلام دوستان اهل مسابقه هستین!؟....مسابقه کتابخونی! من اولین بار و آخرین‌بار که توی مسابقه کتابخونی شرکت کردم محصل دوره ابتدایی بودم ( یادم نیست کلاس چندم بودم). قصه از این قراره که انتشارات روزبهان یه مسابقه گذاشته با محوریت این کتاب که تصویرش رو می‌بینید. قیمتش ۱۸هزارتومنه و ارسالش هم رایگانه! تازه یه کار باحالی هم که کرده اینه که کنار کتاب، مقداری بذر گیاه هم براتون می‌فرسته تا کمک‌حال محیط زیست هم باشیم. جایزه‌های مسابقه هم خوبه بد نیست. خودم با اینکه خیلی اهل هیجان نیستم، بیشتر درگیر هیجان مسابقه شدم تا چیزای دیگه‌ش. پیشنهاد می‌کنم شب عیدی یه مسابقه‌ای با هم بدیم😜 خدا رو چه دیدی شاید چیزی هم برنده شدیم🤓😁. به اینستاگرام و سایت انتشارات روزبهان سر بزنید همه چیز رو اونجا دقیق توضیح دادن. ://./ . #کتاب #کتابخانه #کتاب_خوب #کتابدونی #کتابخوانی #کتابخوانی #رومن_رولان #تاریخ_فلسفه #هند #گاندی #مهاتما_گاندی #رمان #معنی #معرفی_کتاب #کتابدوست #کتاب_خوب #بوکریدر #بوک_ریدر #بوکمارک #کتابدونی #مسابقه #مسابقه_کتابخوانی #فلسفه #فیلسوف #
📖: * "تذکرةالاولیا" * عطار نیشابوری * سال چاپ * تعداد صفحات صفحه * قیمت هزار تومان . ** کتابی عرفانی که به شرح احوال بزرگان اولیاء و عرفایی چون منصور حلاج و بایزید بسطامی و... می پردازد . برای مشاهده دیگر کتابها، از کانال تلگرام ما دیدن فرمایید . #کتاب_کمیاب #کتاب_قدیمی #کتاب_نایاب #خرید_کتاب #کتابفروشی #کتاب_خوب #ادبیات_کلاسیک #داستان #رمان #افسانه #مطالعه #کتابخوانی #کتابخانه #اوقات_فراغت #دکوراسیون #عطار #کتاب_تاریخی #پرسپولیس #استقلال #تیم_ملی #لاکچری #هدیه #کادو #طنز #تاریخی #کتاب_خوب #شعر #نویسنده #قفسه_کتاب #داستان_کوتاه #شکسپیر .
#رمان #مرداب #پارت_چهل_نهم #نیلسی ماه بانو گفت بریم تو میوه گذاشتم بخوریم. روی مبل کنار هم نشستن و ماه بانو مشغول پوست گرفتن پرتغال و کیوی و نارنگی شد. شایلی تایپ کرد: _شما؟؟ ناشناس سریع جواب داد: _آشنام حدس بزن فقط اسم هستی توی ذهنش میچرخید. _ تویی هستی؟؟ باز خط عوض کردی؟! چی شده؟؟ _آره. در مورد کیانه یکدفعه رنگش به سفیدی گچ شد. ماه بانو رو نگاه کرد. حواسش نبود داشت میوه هارو توی ظرف خورد میکرد دلش زیرو رو شد.جواب داد: _کیان؟؟ چه خبری؟؟ _ تو اینستا با یه پیجی بهم پیام داد همه عکساتون توش بود! _عکسامون؟؟ _اره میگفت دوست داره هنوز! فکرش تازه کار کرد، نکنه هستی نباشه! بلند شد. _کجا؟؟ _میرم دستشویی الان میام. رفت توی دستشویی، فن رو زد. با فکر اشفته و دست لرزون و نفس های بریده، شماره ای که از هستی داشت رو گرفت. سرش داغ کرده بود انا قطره های سردی از روی ستون فقراتش سر میخوردند. هرچه قدر بوق خورد، هستی جواب نداد. یک صدایی توی سرش میگفت: _هستی نبود! شروع کرد به سرزنش کردن خودش: _وایییی خاک برست شایلی چرا انقد بی فکری. چرا دوباره پیام اومد: _نترس کیانم قلبش یک آن از حرکت ایستاد و انگار خون به مغزش نرسید و ضربه مغزی شد. یک لحظه فکر میکرد، محمدعلیست ک پیام داده یک لحظه فکر میکرد، نه اصلا محمدعلی اهل این حرف ها نیست. سرش داشت منفجر میشد. دست و پاش رو گم کرده بود. برای اینکه اشتباهش رو رتخ و فتخ کنه، پیام داد: _چی میگی تو.اصلا کی هستی؟؟ دیگه به من پیام نده. دوباره هستی رو گرفت. هستی با صدای خواب آلودی گفت: _ سلام شایلی سلامش رو خورد، هراسون گفت: _هستی تونبودی؟؟ _ کجا؟؟ _وای هستی الان وقت شوخی نیس. تو بودی آره؟؟ _شایلی مثه آدمیزاد بگو ببینم چی شده شایلی لب ماجرارو براش تعریف کرد. هستی گفت: _برو یه لیوان آب بخور. نترس چیزی نمیشه. محمدعلی نبوده _از کجا میدونی؟؟ اصلا اگه خودشم نباشه، اما پیامموببینه چی؟؟ _به نظرم خود کیانه _نه کیان نیست. میدونی چندوقت گذشته؟؟ صدای شایلی شایلی گفتن ماه بانو رو شنید _هستی من برم نمیخوام مامان متوجه شه _برو هروقت تونستی پیام بده برگشت پیش ماه بانو. چند تکه میوه را درسته فرو داد. ماه بانو گفت: _ پلکت چرا انقد میپره؟؟ فرصت خوبی بود برای رهایی از نگاه های ریز بین ماه بانو. _برا خستگیه. بخوابم خوب میشه _اره مادر جان برو بخواب خسته ای. انقد خودتو داغون نکن. میدونست تا خود صبح خواب به چشماش نمیاد. ازین سر اتاق به اون سر اتاق میرفت و فکر میکرد اما نتیجه ای عایدش نمیشد.
#ایده برای #کسب‌و‌کار همان #طرح است برای #رمان. امروز اینرا #دوست می‌داشتم بیشتر باز کنم. اصلا باید داستان‌ گویی را بیشتر از اینها جدی گرفت توی زندگی، وقتیکه کل زندگی داستان پیچیده‌ایست برای هیچ. مدتهاست تاکید میکنم که تمام #لذت کسب و کار به همین #بازی وارگیهاست، به اینکه صفحه #شطرنج‌ ات را تا چند حرکت قبل‌تر خوانده باشی. به اینکه شاهِ گیر کرده کنج صفحه را به بهانه اگزیت پلن رها نکنی، گره داستانی است که #آقای_نویسنده انداخته وسط #قصه. چقدر می‌شد امروز اینها را بیشتر باز کرد. . . #دانشگاه_الزهرا #معماری عجیبی دارد. بواسطه همین معماری بنظرم هنوز نقش‌اش را بازی نکرده توی تیاتر #تاریخ. . . چند روز است دچار مفهوم #خانه شده‌ام. خانه را قرار باشد تعریف کنیم تازه می‌فهمیم که چقدر نمی‌شناسیم‌اش. تمام تعاریف ما اینروزها لفظی شده، #حد_تام هیچ چیز را نمی‌دانیم. ماهیت مفاهیم را جدی نمی‌گیریم. بی توجه به معماری امور، به ماکت‌های پیش ساخته وارداتی مفاهیم اجتماعی استناد می‌کنیم و یادمان رفته که #زندگی هنوز بیشتر از یک بازی یکنفره نیست. . . مسیر #سیستان و #رستم، از #گرگان می‌گذرد. این گزاره غلط نیست. مبدا مهم است. از #ری تا گلستان و سیستان یا از #توران به گرگان و سیستان. قطعا به من که باشد مسیر ری همیشه به #دریا می‌رسد. اصلا همه جای #جهان را که بگردی، #تهران در یک نوبت خمار مستی به #انزلی وصل می‌شود.
خب، کتاب های جدید هم رسید. فقط باید از ایزد پاک خواستار زمان بشوم تا این ها تمام بشود. شاهکار بزرگ «داستایفسکی» مریض ترین و جذاب ترین نویسنده دو عالم. واقعا در موردش چه می‌شود گفت وقتی که تمام شخصیت های مهم درباره آن نوشته اند. از نیچه تا فروید در رابطه با فیودور قلم زده اند. بخوانید و لذت وافر ببرید. قیمت: ۵۹۸۰۰ نشر: مرکز
📖: * "چهار امام اهل سنت" * تالیف محمدرئوف توکلی * سال چاپ * تعداد صفحات صفحه * قیمت هزار تومان . ** شرح زندگی و اقدامات به معرفی چهار امام اهل سنت (ابوحتیفه، مالک بن انس، شافعی، و ابن حنبل) . برای مشاهده دیگر کتابها، از کانال تلگرام ما دیدن فرمایید . #کتاب_کمیاب #کتاب_قدیمی #کتاب_نایاب #خرید_کتاب #کتابفروشی #کتاب_خوب #ادبیات_کلاسیک #داستان #رمان #افسانه #مطالعه #کتابخوانی #کتابخانه #اهل_سنت #دکوراسیون #هدیه #کتاب_تاریخی #پرسپولیس #استقلال #تیم_ملی #لاکچری #هدیه #کادو #طنز #تاریخی #کتاب_خوب #شعر #نویسنده #قفسه_کتاب #داستان_کوتاه #شکسپیر
.
آینده چراغی است
که
گذشته را هم
روشن ...
می کند

اسرار قصر اپستین
ترجمه قدرت الله مهتدی
#الکساندر_دوما #رمان #کتاب #کلاسیک #ادبیات #داستان
. آینده چراغی است که گذشته را هم روشن ... می کند اسرار قصر اپستین ترجمه قدرت الله مهتدی #الکساندر_دوما #رمان #کتاب #کلاسیک #ادبیات #داستان
#رمان #کوری «کوری» یک رمان خاص است؛ یک اثر تمثیلی، بیرون از حصار زمان و مکان؛ یک رمان معترضانه اجتماعی سیاسی که آشفتگی اجتماع و انسان‌های سردرگم را در دایره افکار خویش و مناسبات اجتماعی تصویر می‌کند. ساراماگو تأکید بر این حقیقت دارد که اعمال انسانی در «موقعیت» معنا می‌شود و ملاک مطلقی برای قضاوت وجود ندارد. زیرا موقعیت انسان ثابت نیست و در تحول دائمی است. در یک کلام ساده، دغدغه عمده ذهن ساراماگو در این رمان فلسفی، مسأله سرگشتگی انسان معاصر یا «انسان در موقعیت» است که از خلال ابعاد و لایه‌های مختلف و واکنش‌های آنان بررسی می‌شود. از دیگر مایه‌های اصلی رمان، نقد خشونت و میلیتاریسم، اطاعت کورکوانه، دیکتاتوری و سیر تاریخی و فراگیر بودن آن است. در شهری که اپیدمی وحشتناک کوری، نه کوری سیاه و تاریک، که کوری سفید و تابناک شیوع پیدا می‌کند و نمی‌دانیم کجاست و می‌تواند هرجایی باشد، خیابان‌ها نام ندارند. شخصیت‌های رمان نیز نام ندارند: دکتر، زن دکتر، دختری که عینک دودی داشت، پیرمردی که چشم بند سیاه داشت، پسرک لوچ … سبک و ساختار دشوار رمان، پس از چند صفحه، جاذبه‌ای استثنایی پیدا می‌کند. نقطه گذاری متن متعارف نیست. اما در ترجمه تا حد امکان، سبک نویسنده رعایت شده است. نثر موجز در خلال پاراگراف‌های طولانی، پیچیدگی‌های روح انسان و مشکلات غامض رندگی را تداعی می‌کند. کوری مورد نظر ساراماگو، کوری معنوی است. سازماندهی و قانونمندی و رفتار عاقلانه خود، به نوعی آغاز بینایی است. ساراماگو کلام پیچیده و چندپهلویش را در دهان تک تک شخصیت‌های کتاب، مخصوصا در پایان در دهان زن دکتر گذاشته است:د «چرا ما کور شدیم؟ نمی‌دانم. شاید روزی بفهمیم. می‌خواهی عقیده مرا بدانی؟ بله، بگو، فکر نمی‌کنم ما کور شدیم. فکر می‌کنم ما کور هستیم. کور، اما بینا. کورهایی که می‌توانند ببینند، اما نمی‌بینند». ساراماگو در «کوری»، تعهد و باور عمیق خود را به عدالت اجتماعی، احترام به خرد و عقل سلیم، همراه با تزکیه روح و جسم که تنها راه ضمانت پایدار ماندن هر جامعه‌ای است، در غالب یک رمان هنرمندانه و شگفت انگیز به ما ارمغان می‌دهد. «کوری» در سال ۱۹۹۵ منتشر شد. ساراماگو می‌گوید: «این، کوری واقعی نیست؛ تمثیلی است. کور شدن عقل و فهم انسان است. ما انسان‌ها عقل داریم و عاقلانه رفتار نمی‌کنیم»…
. ✳ نام کتاب : #ناطور_دشت ✳ نویسنده: #جی_دی_سلینجر ✳ نشر جامی ✳ تعداد صفحات: ۲۳۱ صفحه ✳دسته بندی👈 #ادبیات_داستانی . 💠دوستانی که این کتاب رو مطالعه کردید نظرتونو راجع به این کتاب برامون بنویسید کامنتای شما برای ما خیلی باارزشه😊📚🌹 . . ➖➖➖➖➖➖➖➖ . ✳ قسمت زیبایی از کتاب: . نشونه یه آدم بی تجربه اینه که میخواد شرافتمندانه برای یه هدف جون بده، اما نشونه یه آدم باتجربه اینه که با کمال فروتنی در کنار هدفش زندگی می کنه. . از دوست کتابخون👈 ⏪عکس کتابهایی که میخونید رو بصورت دایرکت بفرستید تا با نام خودتون در پیج قرار بگیره📖 . . ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ . 💠دوستان کتابخونِت رو تگ کن 😊📖📚 . #کتاب #عكس #داستان #رمان #معرفی_کتاب #رمان_خارجی #رمان_ایرانی #فلسفه #روانشناسی #ادبیات #متن #نویسنده #من_پیش_از_تو #تهران #ایران #سیاست #شعر #ملت_عشق #عشق #کتاب_خوب #کتاب_خواندن #مطالعه #پیشنهاد_کتاب #کتاب_بخوانیم _
. ✳ نام کتاب : #غرور_و_تعصب ✳ نویسنده: #جين_استين ✳ نشر نى ✳ تعداد صفحات: ٤٤٨ صفحه ✳دسته بندی👈 #داستان_کلاسیک . 💠دوستانی که این کتاب رو مطالعه کردید نظرتونو راجع به این کتاب برامون بنویسید کامنتای شما برای ما خیلی باارزشه😊📚🌹 . . ➖➖➖➖➖➖➖➖ . ✳ قسمت زیبایی از کتاب: تعداد آدم‌هایی که من واقعاً دوست‌شان داشته باشم زیاد نیست، تعداد کسانی که نظر خوبی درباره‌شان دارم از آن هم کمتر است. من هرچه بیشتر دنیا را می‌شناسم از آن ناراضی‌تر می‌شوم‌. هر روز که می‌گذرد بیشتر معتقد می‌شوم آدم‌ها، شخصیت ناپایداری دارند و نمی‌شود روی ظواهر لیاقت یا فهم و شعورشان حساب کرد. . از دوست کتابخون👈 ⏪عکس کتابهایی که میخونید رو بصورت دایرکت بفرستید تا با نام خودتون در پیج قرار بگیره📖 . . ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ . 💠دوستان کتابخونِت رو تگ کن 😊📖📚 . #کتاب #عكس #داستان #رمان #معرفی_کتاب #رمان_خارجی #رمان_ایرانی #فلسفه #روانشناسی #ادبیات #متن #نویسنده #من_پیش_از_تو #تهران #ایران #سیاست #شعر #ملت_عشق #عشق #کتاب_خوب #کتاب_خواندن #مطالعه #پیشنهاد_کتاب #کتاب_بخوانیم _
. از کتابِ #گل_همیشه_انار (عاشقانه‌ترین نوخسروانی‌ها) #علی_عباس_نژاد #نشر_ماه_باران برای سفارش کتاب تماس با دفتر نشر: ۰۲۱ - ۷۷۶۲۱۲۰۲ ۰۲۱ - ۷۷۶۲۱۲۳۸ از طریق تلگرام و اینستاگرام: درصورت خرید مستقیم از دفتر ماه باران شامل ۲۰ % تخفیف در بهای پشت جلد و ۴۰ % تخفیف در هزینه پست شوید.
منشن ل عشاق العشق الأحمر ❤️ #توت #فراوله🍓 #رمان ❤️❤️🍓🍒🍒 #كرز 💙
- مسئله اين نيست! معلومه كه تركت نميكنم! از لحظه اولي كه اومدم اينجا هم قصد نداشتم تركت كنم. اما... توي چشماش اشك حلقه زد: يعني واقعا باور كنم كه اينجوريه؟ - منم باور كنم كه اين تويي كه داري اينو ميگي يا تاثيرات مشروبه؟ خنديد! يهو يه صدايي اومد. هر دو از جا پريديم! - همينجا بمون ميرم ببينم چي بود وقتي رفت ناخودآگاه خنديدم! ما ديوونه شديم! توي همين لحظه يه صدايي از پست سرم شنيدم. برگشتم و ديدم يه سايه اي رد شد. بلند شدم و فانوسو دستم گرفتم: قباد! صدایی در جوابم نیومد! فقط سایه لرزون فانوس روی دیوار افتاد. یه دفعه یه صدایی شنیدم: فکر کردی میتونی تقدیرو عوض کنی؟ برگشتم و دیدم یه پیرزن توی اتاقه، صورتشو تا نیمه پوشونده بود. - این یه بازی تکراریه! - کی هستی؟ - وقت برگشتنه! - نه! نه نه نه! الان نه! لعنتی خواهش میکنم! #شهرزاد #سریال_شهرزاد #قباد #رمان #داستان #عاشقانه #رمانتیک
📌پل خواب 📌محصول :ایران 📌سال ساخت : 📌 در حال نمایش در سینما های سراسر کشور 📌کارگردان:اکتای براهتی 📌تهیه کننده:جهانگیر کوثری 📌دومین فیلم ایرانی اقتباسی از رمان جنایت و مکافات اثر داستایوسکی 📌بازیگران:ساعد سهیلی ،هومن سیدی ، آناهیتا افشار، شهین تسلیمی ،اکبر زنجان پور 📌این فیلم برای حضور در بخش نگاه نو سی و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر ساخته شده. 📌داستان فیلم در مورد پسری به اسم شهاب هست که در آستانه ی ازدواج با نامزدش هست اما به دلیل مشکلات مالی نمیتونه ازدواج کنه. شهاب برای کار به یه آژانس میره و از اونجا راننده ی خانومی میشه که وضع مالیه خیلی خوبی داره.شهاب برای درست کردن وضع زندگیش باید اون خانوم رو بکشه! نقاط قوت فیلم بازی خوب ساعد سهیلی و طنز شخصیت هومن سیدی هست . 📌این فیلمو دیدین؟ 📌به نظرتون نقات ضعف فیلم چیان؟ با تقد باز همراه بشید و فیلم و نقد کنین و برای ما بفرستین!😄 #فیلم #سینما #اقتباسی #رمان #داستایوسکی #جنایاتومکافات #پلخواب
رمـان جــدیـد پیش فروش 📚 فصل توت ✍ نویسنده: منیر کاظمی 📖 تعداد صفحات: (سه جلدی) 💰 قیمت:,تومان 📈 با تخفیف : , تومان 📦 ارسال رایگان ✅ #فصل_توت #منیر_کاظمی #کتاب_جدید #رمان_جدید #پیش_فروش #نشر_علی #نشرعلی #فروشگاه_نشر_علی #ارسال_پستی #ارسال_پستی_رایگان #کتاب #رمان
هنر کده عدالت پژوه خیابان میرداماد . میدان محسنی . مجتمع تجاری اداری مریم طبقه اول . واحد با مدیریت حسین عدالت پژوه شماره تلفن های شماره فکس تلفن همراه : واردات و عرضه انواع ملزومات هنری از قبیل مواد مصرفی ابزار آلات و.... جهت نقاشی .خطاطی . طراحی . نوشت افزار و فروش و عرضه انواع اقسام تابلو هنری و..... ما بر این اعتقادیم که تا دو سال دیگر قطب مهم تأمین محصولات هنری و مواد مصرفی در کشور خواهیم شد #هنر #هنرکده #رنگ #بوم #نقاشی #بوم #گواش #خریدفروش #آثارهنری #مدادرنگی #هنری #هنرمند #نقاش #تابلو #خط #خطاطی #خوشنویس #آبرنگ #پاستیل #خوشنویسان #نقاشان #قلم #طراحی #تمبر #کتاب #رمان #هنرمندان #رنگها #هنر_ایرانی #هنرمند_ایران #رنگ_روغن
شب بود .در میان بارش بی رحمانه ی ابر های تیره و خشمگین زمستانی و نعره های کر کننده ی آسمان ، مرد قد بلند و درشت هیکل ، سفید پوست و سی و دو ساله با بارانی چرم و سیاه ، سری بی مو ، ریش هایی بلند و مشکی که تا بالای سینه اش آمده بود و کفش های تیره و گل آلود قدم می زد . قدم های سنگین و استوارش تمام آن رگبار و رعد و برق را به سخره گرفته بود . همه ی آنهایی که در خانه ها و یا هتل ها پناه گرفته بودند از پنجره او را نگاه می کردند .عکاس ها از پشت همان پنجره ها عکس می گرفتند . هیچ کس دل بیرون آمدن نداشت . شاید آن رعد و برق و باران شدید ، کمی ترسناک بود ولی آن مرد بدون شک وحشتناک بود ... #تکه_ای_از_رمان_خرس_قطبی خرس قطبی در راه است ... #خرس_قطبی #داستان #رمان #کتاب
. دلم گرفته و روی شانه‌های خودم گریه می‌کنم . . عکس از #معین_دهاز
. #معرفی_کتاب . «کتابِ رویی را برداشت و بازش کرد. برونتی نزدیک‌تر رفت و صفحهٔ سفید اول کتاب را دید. بعد دوتورسا کتاب را ورق زد و او سمت راست، چشمش به صفحهٔ عنوان افتاد. صفحهٔ پیشگفتار که حالا سر جایش نبود، به شکل باریکه‌ای سر به هوا خودنمایی می‌کرد. هر چند که این تکه کاغذ کوچک به هر چیزی به جز زخم و جراحت شباهت داشت، برونتی بی‌اختیار با خودش فکر کرد کتاب درد کشیده است.» . #از_روی_جلد #دونا_لئون #نشر_چترنگ چند کتاب ارزشمند از کتابخانهٔ معتبری در قلب ونیز ناپدید می‌شوند. کارکنان کتابخانه بر این باورند که محققی آمریکایی آنها را دزدیده است؛ اما برونتی به این نتیجه می‌رسد که او نمی‌تواند به تنهایی این کار را کرده باشد. طی بازجویی برخی از مراجعان مرموز کتابخانه، برونتی در ورطهٔ رازهای شوم بازار سیاه کتاب‌های عتیقه می‌افتد و وقتی پرونده وارد مرحله دهشتناک‌تری می‌شود، برونتی چاره‌ای به جز زیرورو کردن صفحاتی از گذشته، برای برملا کردن حقیقتی مخوف ندارد ... . دربارهٔ نویسنده: . دونا لئون، سال در نیوجرسی آمریکا متولد شد. او نویسندهٔ مجموعه‌ای از رمان‌های جنایی با قهرمانی کمیساریو برونتی، کارآگاه مشهور ایتالیایی است. رمان‌های پلیسی او همگی در ونیز یا در نزدیکی آن رخ می‌دهند. دونا لئون همهٔ این رمان‌ها را به زبان انگلیسی نوشته است و با اینکه رمان‌هایش به سی‌وپنج زبان مختلف ترجمه شده و در سراسر دنیا به چاپ رسیده‌اند، به خواست خود او هیچ یک از آنها به زبان ایتالیایی راه نیافته‌‌اند! او در سال موفق به کسب جایزهٔ ادبیِ خنجر نقره‌ای از سوی انجمن نویسندگان جنایی شد. تایمز او را یکی از پنجاه جنایی نویس برتر دنیا معرفی کرده است. مجموعهٔ رمان‌های پُرفروش کارآگاه برونتی از لئون، نویسنده‌ای نامدار و جایزه گرفته ساخته است، کارآگاهی که به گفتهٔ برخی از منتقدان بی‌نظیر است و از زمان کارآگاه مگرهٔ سیمنون به بعد، کارآگاهی تا این حد شیفتهٔ حقیقت و پیچیدگی‌های زندگیِ روزمره آفریده نشده است. چاپ اول ۱۳۹۶ / قیمت ۲۷ هزار تومان #کتاب #کتابخانه #کتابخوار #کتاب_باز #کتابخون #کتابدونی #پیشنهاد_کتاب #ادبیات #رمان #داستان #شعر #نمایشنامه #کتابخونه #رمان_خارجی #رمان_جنایی #خوره_کتاب #کتابخوان #کتاب_خوب #پاتوق_کتاب #کتابفروش #معرفی_کتاب #کتابیسم #ادبیات_جنایی .
... معتقدم هر اثری که خلق می شود، بخصوص در حوزه ی #شعر و #داستان، با تمام دشواری ها و شیرینی ان، ابستن اندوهی همیشگی است. اگر خالق هر اثر را شخصیتی رو به رشد فرض کنیم که بی راه نیست، در بازنگری مجدد همیشه می توان نکته یا نکاتی یافت که می توانست زبان یا بیان متفاوتی داشته باشد یا از زاویه ای دیگر دیده شود. امروز خاطرات پادوی یک گلف باز حرفه ای در کتابخانه ی کوچک ما ارام گرفت. سفری بسیار طولانی داشت. از اولین نشانه های ان تا بلوغش. سال ها طول کشید. بارها و بارها بازنویسی شد، بخش هایی جابجا شدند. بخش های دیگری کم و زیاد تا حاصل، چیزی باشد که شما شاهدید. انان که به #نوشتن عادت دارند، دشواری نوشتن را می دانند، دشواری #ویرایش کردن یا کندن برگی از درختی که باغبانش بوده اند. اما چه می شود کرد که گاهی بریدن شاخه هایی از یک درخت تضمین زیبایی و نشاط ان است. وقتی دویست صفحه #رمان می نویسی، ان هم داستانی که گر چه رئال است اما برخلاف نام ان، خاطره نیست. هیچ یک از شخصیت های ان وجود خارجی ندارند و همین طور خط سیر داستان هم (پر واضح است که جمله و عباراتی را می توان یافت که در زندگی جاری اند اما کل #داستان، #خیالپردازی است)، در چنین شرایطی، سازگاری وقایع، انسجام و به جا نماندن نااگانه ی حفره هایی در داستان، کار ساده ای نیست. خوشحالم که تمام تلاشم را در این زمینه صورت داده ام. به هر حال هر چه بود تمام شد. این کتاب می مانند و قضاوت انان که می خوانند و پا به پای راوی، پنجره ای را می گشایند. من اما به کتاب های دیگری فکر می کنم که امیدوارم در سال اینده راهی کتابخانه ها شوند. امروز دوست دانشمندی پیام داده بود در سفری که راهی #پراگ شده، #خاطرات_پادوی_یک_گلف_باز_حرفه ای هم همراهی اش می کند. خوشحال شدم. خوشحالی از خواندن کتاب من در اتمسفری که #کافکا و #کوندرا در ان تنفس کرده اند.
. ژرمینال امیل زولا ترجمه ی ابوالفتوح امام انتشارات گلشائی چاپ دوم سلفون #کتاب #کتابفروشی #کتاب_نایاب #کتاب_قدیمی #کتاب_کلبه #حراج_کتاب #کتاب_کمیاب #کتاب_خوب #رمان #داستان #رمان #ادبیات #ادبیات_معاصر  #ادبیات_داستانی برای مشاهده ی کتابهای بیشتر به کانال تلگرام کتاب کلبه مراجعه نمائید (لینک کانال در بالای صفحه قرار دارد)
. ژرمینال امیل زولا ترجمه ی سروش حبیبی شرکت سهامی کتابهای جیبی چاپ دوم قطع پالتویی #کتاب #کتابفروشی #کتاب_نایاب #کتاب_قدیمی #کتاب_کلبه #حراج_کتاب #کتاب_کمیاب #کتاب_خوب #رمان #داستان #رمان #ادبیات #ادبیات_معاصر  #ادبیات_داستانی برای مشاهده ی کتابهای بیشتر به کانال تلگرام کتاب کلبه مراجعه نمائید (لینک کانال در بالای صفحه قرار دارد)
. نانا امیل زولا ترجمه ی محمد علی شیرازی انتشارات اردیبهشت چاپ اول شومیز #کتاب #کتابفروشی #کتاب_نایاب #کتاب_قدیمی #کتاب_کلبه #حراج_کتاب #کتاب_کمیاب #کتاب_خوب #رمان #داستان #رمان #ادبیات #ادبیات_معاصر  #ادبیات_داستانی برای مشاهده ی کتابهای بیشتر به کانال تلگرام کتاب کلبه مراجعه نمائید (لینک کانال در بالای صفحه قرار دارد)
. پولین امیل زولا ترجمه ی محمد علی خندان انتشارات اکباتان چاپ اول سلفون #کتاب #کتابفروشی #کتاب_نایاب #کتاب_قدیمی #کتاب_کلبه #حراج_کتاب #کتاب_کمیاب #کتاب_خوب #رمان #داستان #رمان #ادبیات #ادبیات_معاصر  #ادبیات_داستانی برای مشاهده ی کتابهای بیشتر به کانال تلگرام کتاب کلبه مراجعه نمائید (لینک کانال در بالای صفحه قرار دارد)
. شکست امیل زولا ترجمه ی فرهاد غبرائی انتشارات نیلوفر چاپ دوم #کتاب #کتابفروشی #کتاب_نایاب #کتاب_قدیمی #کتاب_کلبه #حراج_کتاب #کتاب_کمیاب #کتاب_خوب #رمان #داستان #رمان #ادبیات #ادبیات_معاصر  #ادبیات_داستانی برای مشاهده ی کتابهای بیشتر به کانال تلگرام کتاب کلبه مراجعه نمائید (لینک کانال در بالای صفحه قرار دارد)
. سهم سگان شکاری امیل زولا ترجمه ی دکتر محمد تقی غیاثی انتشارات نیلوفر چاپ اول #کتاب #کتابفروشی #کتاب_نایاب #کتاب_قدیمی #کتاب_کلبه #حراج_کتاب #کتاب_کمیاب #کتاب_خوب #رمان #داستان #رمان #ادبیات #ادبیات_معاصر  #ادبیات_داستانی برای مشاهده ی کتابهای بیشتر به کانال تلگرام کتاب کلبه مراجعه نمائید (لینک کانال در بالای صفحه قرار دارد)
. آسوموار امیل زولا ترجمه ی فرهاد غبرائی انتشارات نیلوفر چاپ اول (فروخته شد) #کتاب #کتابفروشی #کتاب_نایاب #کتاب_قدیمی #کتاب_کلبه #حراج_کتاب #کتاب_کمیاب #کتاب_خوب #رمان #داستان #رمان #ادبیات #ادبیات_معاصر  #ادبیات_داستانی برای مشاهده ی کتابهای بیشتر به کانال تلگرام کتاب کلبه مراجعه نمائید (لینک کانال در بالای صفحه قرار دارد)
#اگزوپری 🌷 - می‌تونم بارها و بارها این جمله رو بخونم و هر بار بیشتر لذت ببرم. 👇 لطفا اگر نظر یا برداشتی از این جمله دارید کامنت بذارید. 🙇‍♂️
. انسان وحشی امیل زولا ترجمه ی فریدون حاجتی انتشارات زرین چاپ اول سلفون #کتاب #کتابفروشی #کتاب_نایاب #کتاب_قدیمی #کتاب_کلبه #حراج_کتاب #کتاب_کمیاب #کتاب_خوب #رمان #داستان #رمان #ادبیات #ادبیات_معاصر  #ادبیات_داستانی برای مشاهده ی کتابهای بیشتر به کانال تلگرام کتاب کلبه مراجعه نمائید (لینک کانال در بالای صفحه قرار دارد)
. زمین امیل زولا ترجمه ی محمد تقی غیاثی انتشارات نیلوفر چاپ اول (فروخته شد) #کتاب #کتابفروشی #کتاب_نایاب #کتاب_قدیمی #کتاب_کلبه #حراج_کتاب #کتاب_کمیاب #کتاب_خوب #رمان #داستان #رمان #ادبیات #ادبیات_معاصر  #ادبیات_داستانی برای مشاهده ی کتابهای بیشتر به کانال تلگرام کتاب کلبه مراجعه نمائید (لینک کانال در بالای صفحه قرار دارد)
. ✳ نام کتاب : #دختری_که_رهایش_کردی ✳ نویسنده: #جوجو_مویز ✳ انتشارات میلکان ✳ تعداد صفحات: ۴۷۲ صفحه ✳دسته بندی👈 #ادبیات_داستانی . 💠دوستانی که این کتاب رو مطالعه کردید نظرتونو راجع به این کتاب برامون بنویسید کامنتای شما برای ما خیلی باارزشه😊📚🌹 . . ➖➖➖➖➖➖➖➖ . ✳ قسمت زیبایی از کتاب: می دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشت می سپری ؟ یه جورایی بهت خوشامد می گه ، دیگه نه دردی هست ، نه ترسی و نه اشتیاقی و آرزویی . مرگ ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود می اومد . به زودی می تونستم ادوارد رو ببینم . ما تو اون دنیا به هم می رسیدیم ، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه ، خدا هرگز اون قدری بی رحم نیست که ما رو از تسکین تو اون دنیا محروم کنه . . از دوست کتابخون👈 ⏪عکس کتابهایی که میخونید رو بصورت دایرکت بفرستید تا با نام خودتون در پیج قرار بگیره📖 . . ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ . 💠دوستان کتابخونِت رو تگ کن 😊📖📚 . #کتاب #عكس #داستان #رمان #معرفی_کتاب #رمان_خارجی #رمان_ایرانی #فلسفه #روانشناسی #ادبیات #متن #نویسنده #من_پیش_از_تو #تهران #ایران #سیاست #شعر #ملت_عشق #عشق #کتاب_خوب #کتاب_خواندن #مطالعه #پیشنهاد_کتاب #کتاب_بخوانیم _
قباد یه فانوس قدیمی رو به زحمت روشن کرد: - اینجا جز محدود جاهایی که متعلق به شخص پدرمه. گاهی میام اینجا داخل کلبه گرم و صمیمی بود. یه آشپزخونه کوچیک، تخت، یه میز غذاخوری و یه کمد. میشد گفت که تقریبا کلبه مجبللیه. قباد توی کمدها دنبال چیزی میگشت. میتونستم حدس بزنم حالش خوب نبود. - بیا بشین دنبال چی هستی؟ به نظر میرسید چیزی که میخواستو پیدا کرده بود. گفت: پرحرفی کار خوبی نیست، دختر جون سرمو گرفت توی دسش، یه نگاهی به زخمم انداخت. - مطمئن بودم یه چیزی پیدا میکنم که به کارم بیاد. نمیدونم چرا زوتر به فکرم نرسید با بتادین سرمو تمیز کرد و با باند چسب زد. اگرچه خیلی درد داشت سعی کردم. ساکت باشم. - اونقدرا هم که شلوغش کردی بد نبود. نیشخند، زد. چشماش قرمز شده بود. نمیدونم حس میکردم خودش میخواست که حالش خوب نباشه. نشست روی یه صندلی. یه سیگار دیگه روشن کرد. صداش دروگه شده بود. انگار یه چیزی آزارش میداد. - غمگینم باران! به اندازه تمام روزایی که میتونستم خوشحال باشم و نبودم. - چرا با خودت بد میکنی؟ توی چشمام خیره شد... چشمای قهوه ای که آدمو ذوب میکرد. با اينكه اونجا تاريك بود، اما انگار چشماش مثل دو تا گلوله آتشین میدرخشید و نمیشد چشم ازش برداشت. ناگهان بلند شد و اومد زیر پای من نشست، دستمو توی دستاش گرفت. نزدیک بود سکته کنم! دستای بزرگ و مردونش و حس میکردم...نفسم و حبس کردم: تو به من اهمیت میدی، درسته؟ ببین من حرفتو باور میکنم شاید احمقانه باشه، همه اون حرفا در مورد شناخت منو اینا..باور میکنم! اگه واقعا فکر میکنی میتونی منو نجات بدی، پس هیچ وقت ترکم نکن! - اما... - فقط بگو باشه! #شهرزاد #سریال_شهرزاد #قباد #رمان #داستان #عاشقانه #رمانتيك
نكتار الألوفيرا بالتوت البري - رقم المنتج يحتوي هذا المشروب على كل الفيتامينات والمعادن والأحماض الأمينية والانزيمات الموجودة في هلام الألوفيرا مضافا اليها فوائد التفاح والتوت البري ومنتجات العسل الأصلي به نسب عالية من الفيتامينات المضادة للأكسدة و والبوتاسيوم والبكتين مفيد مفيد جداً للذين يعانون من انحباس البول ، التهاب المثانة ، حصوات الكلى، وكذلك حالات الربو مفيد جداً للنساء الذين يعانون من آلام في الدورة الشهرية، فهذا المشروب يخفف من تلك الالام بصورة طبيعية وبدون اية اثار جانبية حجم العبوة : ليتر إلتهاب المسالك البولية #مسالك_بوليه_ #مسالك_بولية #مسالك #مكملات_غذائية #فورايفر_العالميه_اسم_يستحق_الثقه #صحة_رشاقه_نقاط_قد_التحدي_لا_للحرمان_نظام_صحي_أسلوب_حياة_لحياة_أفضل #السعودية #الكويت #قطر #البحرين #الإمارات #عمان #رمان #عصير تفاح