همه عکس ها و کلیپ های شعر_کهن در اینستاگرام

loading...
منابع مرحلۀ نخست المپیاد ادبی منابع درسی: - کتاب‌های فارسی پایۀ #دهم (ملاک طرح سؤال کتاب فارسی ۱ چاپ سال ۹۶ است) و یازدهم - علوم و فنون ادبی ۱ و ۲ زبان عربی: - مطالب عربی #شعر و #نثر کهن #شعر_کهن: - #شاهنامۀ_فردوسی به تصحیح جلال خالقی‌مطلق چاپ #دایره‌المعارف بزرگ اسلامی (رستم و اسفندیار) - #بوستان_سعدی به تصحیح #غلامحسین_یوسفی (از آغاز باب دوم تا پایان باب پنجم) - پیشاهنگان #شعر_فارسی به کوشش محمد دبیرسیاقی (اشعار کتاب از آغاز تا ابتدای شاعران دیگر) نثر کهن: - #گلستان_سعدی به تصحیح غلامحسین یوسفی (تمامی کتاب) - قابوس‌نامه به تصحیح غلامحسین یوسفی (از آغاز باب ۳۰ تا پایان باب ۴۴) - سمک عیار به تصحیح پرویز ناتل‌خانلری، چاپ بنیاد #فرهنگ #ایران یا افست انتشارات آگاه (جلد اول، صفحات ۶۶-۱) شعر معاصر: - #نیما_یوشیج: افسانه، ققنوس، اجاق سرد - فروغ فرخزاد: از دفتر «تولدی دیگر»: آن روزها، باد ما را با خود خواهدبرد، جمعه، تولدی دیگر/ از دفتر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»: دلم برای باغچه می‌سوزد - #مهدی_خوان_ثالث: از دفتر «زمستان»: زمستان، سگ‌ها و گرگ‌ها، سترون/ از دفتر «از این اوستا»: قصۀ شهر سنگستان، پیوندها و باغ، روی جادۀ نمناک/ از دفتر « #آخر_شاهنامه»: نادر یا اسکندر (در برخی چاپ‌ها نام شعر «کاوه یا اسکندر» آمده‌است)، میراث، گفت‌وگو داستان معاصر: - #صادق_هدایت: دو داستان کوتاه «سگ ولگرد» و «داش آکل» - محمدعلی #جمالزاده: داستان کوتاه «فارسی شکر است» نمایش‌نامه: - غلامحسین ساعدی: چوب‌به‌دست‌های ورزیل اطلاعات و درک ادبی: فاقد منبع مشخص ✓ توضیحات و شروح منابع معرفی‌شده، ضرورتاً ملاک طرح سؤال نیستند. موسسه ره استاد😉 .. #ره_استاد #المپیاد #المپیاد_علمی #المپیاد_ادبیات #المپیاد_ادبی #دهم #یازدهم #دوازدهم
... . #بسم_الله #یا_صاحب_الزمان_ادرکنی #امام_زمان_مظلوم_است #امام_زمان_دوستت_دارم #این_صاحبنا #بیا_تا_جوانم_بده_رخ_نشانم #دعای_فرج_فراموش_نشه #اللهم_بحق_زینب_الکبری_عجل_لولیک_الفرج . . .ندانمت به حقیقت که در جهان "به که مانی" . جهان و هر چه در او هست صورتند و 🌟تو جانی🌟... !!. . #سعدی . . .💥هر روز فقط 👈 دقیقه👉 برای خوندن 🌟 دعای فرج امام زمان (عج)🌟 وقت بزاریم ! . . 🌸بسم الله الرحمن الرحیم🌸 . . ✨الهی عَظُمَ الْبَلاءُ وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْکَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ وَ اَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَ اِلَیْکَ الْمُشْتَکی وَ عَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ وَ الرَّخآءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَ الِ مُحَمَّد اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ وَ عَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنّا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ وَ انْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ مُحَمَّد وَ الِهِ الطّاهِرین🌟 . . #یا_اباصالح_المهدی #اللهم_عجل_لولیک_الفرج #اللهم_عجل_لولیک_الفرج_والعافیة_والنصر_واجعلنا_من_خير_انصاره_واعوانه_والمستشهدین_بین_یدیه #اللهم_صل_علی_محمد_و_ال_محمد_و_عجل_فرجهم #امام_زمانی_ام #دعای_فرج #انتظار_فرج #منتظران #بی_تو_هیچم_مولا_جان #هر_شب_دعای_فرج_بخوانیم #دعای_فرج_فراموش_نشه #آقا_جان_شرمنده_ایم #تک_بیتی #شعر_کهن #شعر_فارسی #شعر_زیبا #جمعه_های_انتظار #سه_شنبه_های_مهدوی #التماس_دعا
. . . چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب حیف از آن دیده که آمادهٔ خوابست امشب قمرا! پرده برافکن که ز شرم رخ تو چهرهٔ ماه فلک زیر نقابست امشب نور روی قمر و عکس می و پرتو شمع چهره بگشاکه شب ترک حجابست امشب با دل سوخته پروانه به شمعی می‌‎گفت دادن بوسه به عشاق ثوابست امشب چون بهار انده فردا مخور و باده بخور که همین یک‌نفس از عمر حسابست امشب . . . #ملک_الشعرای_بهار #شعر #شاعر #شعر_کهن #دنیای_شعر #شعر_پارسی #شاعرانه #عاشقانه #رباعی #خیام #سعدی #حافظ #مولانا #ادبیات #ادبیات_جهان #غزل #عشق #ساقی #پروانه #شمع #مهتاب . .
🍂 گفتی: " چه کام داشت دلت تا کنم روا؟ " کامی نداشت غیرِ تو ، تفتیش کردمش ! #طالب_آملی 💖 غزل بخونیم 😃 بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد آزمودم دل خود را به هزاران شیوه هیچ چیزش بجز از وصل تو خشنود نکرد آنچ از عشق کشید این دل من کُه نکشید و آنچ در آتش کرد این دل من عود نکرد گفتم این بنده نه در عشق گرو کرد دلی؟ گفت دلبر که: بلی کرد ولی زود نکرد! آه دیدی که چه کردست مرا آن تقصیر آنچ پشّه به دماغ و سر نمرود نکرد گر چه آن لعل لبت عیسی رنجورانست دل رنجور مرا چاره بهبود نکرد جانم از غمزه تیرافکن تو خسته نشد زانک جز زلف خوشت را زره و خود نکرد نمک و حسن جمال تو که رشک چمن است در جهان جز جگر بنده نمکسود نکرد هین خمش باش که گنجیست غم یار ولیک وصف آن گنج جز این روی زراندود نکرد #مولانا پ ن : شعر روی تصویر از #صالح_اسماعیل_زاده
بی خار گل نباشد و بی نیش نوش هم تدبیر چیست؟ وضع جهان این چنین فتاد...! #حافظ #شعر_کهن #عشق #سوپرگل
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت...!😊 #حافظ #شعر_کهن #گل #اجی_پیرزن
🌹🌹🌹 آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود ما را زمانه گر شکند ساز می‌شویم #صائب_تبریزی #مرغ_سحر . ما رو به دوستانتون معرفی کنید🙏 ممنون که همراهید🌹 . . . #شعر #شعر_عاشقانه #شعر_ناب #شعر_کوتاه #شعر_غزل #شعر_کهن #شعر_معاصر #غزل #مثنوی #دوبیتی #دلتنگی #عاشقانه #غمگین #حافظ #مولانا #سعدی #خیام #شهریار #صائب
. . . ... آرام و خواب خلق جَهان را سبب تویی زان شد کنار دیده و دل تکیه گاه تو با هر ستاره‌ای سر و کار است هر شبم از حسرت فروغ رخ همچو ماه تو یاران همنشین همه از هم جدا شدند ماییم و آستانه دولت پناه تو ... . . . #حافظ #لسان_الغیب #شعر #شاعر #شاعرانه #شعر_کهن #شعرعاشقانه #شعر_پارسی #دنیای_شعر #ادبیات #غزل #رباعی #مولانا #سعدی #فردوسی #شاهنامه #شاهنامه_خوانی #حماسی #عارفانه #سخنان_ناب #سخن_بزرگان #کتاب #نویسنده #ادبیات_جهان #شعر_سخن . .
‌ ما اسیر غم و اصلا غم ما نیست ترا با اسیر غم خود رحم چرا نیست ترا ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ #شعر #شعر_کلاسیک #شعر_عاشقانه #شعر_کهن #شعر_گرافی #شعرفارسی #ابیات_ناب #ابیات_زیبا #بیت_ناب #وحشی #وحشی_بافقی #بافقی #وحشی_بافقی #بافقی #وحشی_بافقی #بافقی
🌹🌹🌹 غنچه‌ای را که به پژمرده شدن محکوم است تا شکوفا نشده بشکن و پرپر گردان #فاضل_نظری #مرغ_سحر . ما رو به دوستانتون معرفی کنید🙏 ممنون که همراهید🌹 . . . #شعر #شعر_عاشقانه #شعر_ناب #شعر_کوتاه #شعر_غزل #شعر_کهن #شعر_معاصر #غزل #مثنوی #دوبیتی #دلتنگی #عاشقانه #غمگین #حافظ #مولانا #سعدی #خیام #شهریار #صائب
. .من اگر نظر حرامست بسی گناه دارم چه کنم نمی‌توانم که نظر نگاه دارم . . 🌻ستم از کسیست بر من که ضرورتست بردن نه قرار زخم خوردن نه مجال آه دارم . . 🌻نه فراغتِ نشستن نه شکیبِ رخت بستن نه مقام ایستادن نه گریزگاه دارم نه اگر همی‌نشینم نظری کند به رحمت نه اگر همی‌گریزم دگری پناه دارم . . 🌻چه شبست یا رب امشب که ستاره‌ای برآمد که دگر نه عشق خورشید و نه مهر ماه دارم مکنید دردمندان گله از شب جدایی که من این صباح روشن ز شب سیاه دارم   #سعدی #غزل_شاه_بیت #شعر_کهن #غزل_عاشقانه #شعر_ناب #تک_بیت_ناب #تک_بیت #شاه_بیت #مولانا #حافظ #خیام #انوری #شاملو #فروغ_فرخزاد #فاضل_نظری #ابتهاج #شهریار
🌹🌹🌹 به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن که شبی نخفته باشی به درازنای سالی #سعدی #مرغ_سحر . ما رو به دوستانتون معرفی کنید🙏 ممنون که همراهید🌹 . . . #شعر #شعر_عاشقانه #شعر_ناب #شعر_کوتاه #شعر_غزل #شعر_کهن #شعر_معاصر #غزل #مثنوی #دوبیتی #دلتنگی #عاشقانه #غمگین #حافظ #مولانا #سعدی #خیام #شهریار #صائب
‍ « به نام خدا » نام اثر ؛ کودکانِ کار ... ‍ ‍ در یک شبِ زمستان ، دیدم که « نونهالی » ؛ ‌با ؛ منقلی سیاه و ... یک ؛ « دَلّه یِ زغالی » ... ‍ ‍ در گوشه یِ ؛ خیابان ، با آن صدایِ ؛ لرزان ؛ فریاد میزد ؛ « آقا ... خانم » بیا ؛ « بَلالی » دستانِ کوچکش را ، آهسته گرم میکرد ؛ او مردِ خانه اش بود ؛ در عینِ خردسالی ! رفتم به سویش آرام ، کردم سلام و گفتم ؛ صدها درود بر تو ، با این ؛ « خود اِشتِغالی » ‍ ‍ خندید و رفت سویِ ، بارِ ؛ « بلال هایش » ؛ از آن میان سوا کرد ، دو تا « درشت و عالی » بر رویِ آتشِ سرخ ، چرخاند و شد طلایی ؛ « آب و نمک » کنارش ، در کاسه ای ؛ سُفالی ‍ ‍ برداشت هر دوتا را ، گفتم ؛ یکیش کافیست ؛ گفت ؛ این برایِ بنده ... این هم ؛ جنابِ عالی ‍ ‍ شرمم شد از نگاهش ، دستی به جیب بُردم ؛ رفتم که حرفِ خود را ؛ جبران کنم ؛ « ریالی » ‍ ‍ او گفت ؛ « اوّلی » را ؛ « مهمانِ بنده بودید » ؛ باشد برای « بعدی » این بحث هایِ ؛ مالی ! اشکم دَوید از چشم ، تا آن زمان و آن شب ؛ « لوطی » ندیده بودم ، با « جیبهایِ خالی » !!! ‍ ‍ باید که گاه ؛ آموخت ، « درسی بزرگ » حتی ؛ از کودکی ؛ چنین خُرد ، با این ؛ « نِکو خِصالی » ‍ ‍ « مِحنَت » همیشه سهمِ ؛ این کودکانِ کار است ؛ « ثروت » در اِنحصارِ ؛ اشخاصِ « لااُبالی » !!!. ‍ ‍ #مهران_اسدپور ‍ ‍ ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ #شعر #شعرعاشقانه #شعر_غزل #شعر_نو #شعر_کوتاه #شعر_ناب #شعر_معاصر #شعر_سپید #شعر_فارسی #شعر_پارسی #شعرگرافی #شعر_گرافی #شعر_کهن #شعر_آزاد #شعرسپید #شعر_عاشقانه #شعر_نوشته #شعر_خوانی #شعرناب #شعر_زیبا #کودکان_کار #شاعران #شعرانه #شاعرانه #شعرکوتاه #غزل_فارسی #غزل_معاصر #شعرفارسی #شعرنو
‍ « به نام خدا » نام اثر ؛ به تو ایمان دارم ... ‍ ‍ من از اَعماقِ وجودم ؛ به تو ایمان دارم ؛ با همه تارم و پودم ؛ به تو ایمان دارم در کنارت غمی از ؛ بود و نبودنها نیست ؛ ای همه بود و نبودم ؛ به تو ایمان دارم مثلِ « فوّاره » که در اوج ؛ فرو ، میریزد ؛ لحظه یِ اوج و فرودم ؛ به تو ایمان دارم بی تو یک واژه یِ بیگانه ام ، اما ؛ با تو ؛ سر و پا شعر و سرودم ، به تو ایمان دارم نه فقط ؛ وقتِ گرفتاری و هنگامِ سقوط ؛ که از آغازِ ؛ « صُعودم » به تو ایمان دارم هر قَدَر ذاتِ تو را درک کنم کافی نیست ؛ در پیِ کشف و شهودم ، به تو ایمان دارم غرقِ موسیقیِ جان بخشِ ارادت شده ام ؛ خود ، نوایِ دف و عودم ، به تو ایمان دارم عاشقان عشقِ تو را سجده کنان میجویند ؛ محوِ این عشق و سجودم ، به تو ایمان دارم ‍ ‍ بزن « آتش » به درونم ، وَ ببین بعد از مرگ ؛ گر چه خاکستر و دودم ؛ به تو ایمان دارم ! ‍ ‍ « بارالها » ؛ طلبِ وصلِ تو دارد ؛ « مهران » ؛ « پَرِ ، پرواز ؛ گشودم ... به تو ایمان دارم » ! #مهران_اسدپور ‍ ‍ ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ #کتاب #شعرعاشقانه #شعر_غزل #شعر_نو #شعر_کوتاه #شعر_ناب #شعر_معاصر #شعر_سپید #شعر_فارسی #شعر_پارسی #شعرگرافی #شعر_گرافی #شعر_کهن #شعر_آزاد #شعرسپید #شعر_عاشقانه #شعر_نوشته #شعر_خوانی #صائب_تبریزی #شعر_زیبا #شعروگرافی #شاعران #شعرانه #شاعرانه #شعر #غزل_فارسی #غزل_معاصر #اصفهان #شعرنو
‍ « به نام خدا » نام اثر ؛ دارِ فنا ... ‍ ‍ بیهوده نخور ؛ غُصّه یِ این ؛ « دارِ فنا » را ؛ دریاب ؛ همین لحظه یِ کوتاهِ ؛ « بقا » را ! از فلسفه یِ « زندگی و مرگ » ، چه دانیم ؟ باید ، بپذیریم ، قوانینِ ؛ « قَضا » را ! بی هیچ گناهی ، همه ؛ محکومِ حَیاتیم ؛ در بند کِشیدَست جهان ، تک تکِ ؛ ما را ! مِی نوش که افسانه یِ هستی همه هیچ است ؛ خوش باش دمی ، تا نروی ، راهِ ؛ خطا را ! (۱) آن کس ، که تو را ؛ کرده فراموش ، رها کن ؛ یک عمر نکُن « خَرجِ ؛ جَفا » ؛ « گنجِ ؛ وفا » را ! اندیشه یِ فردا نکُن ای بی خبر از ؛ « عُمر » ؛ شاید ؛ که نباشیم جز این ؛ یِکشبه ، « یارا » ! هر کس که « مُقَرَّب » بُوَد ، این ؛ چرخِ فُسونگر ؛ صد جُرعه به او بیش دهد ، جامِ ؛ بلا را ! (۲) ‍ ‍ « مهران » ؛ چه کسی ؛ واقِفِ اسرارِ الهیست ؟؟؟ پایان بِده این ؛ قِصّه و این ؛ « خوف و رَجا » را !!! ‌ #مهران_اسدپور ‌ ‌ ‌(۱) - اشاره به بیتی از « حضرتِ خیام » ؛ مِی نوش ندانی از کجا ؛ آمده ای ؛ خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت . ‌ ‌ (۲) - اشاره به شعر و مَثَلِ معروفِ ؛ هر که در این بزم مُقَرَّب تر است ؛ « جامِ بلا » ؛ بیشترش میدهند . ‌ ‌ (۳) - « مُقّرَّب » ؛ نزدیک شده ... ‌ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ #کتاب #شعرعاشقانه #شعر_غزل #شعر_نو #شعر_کوتاه #شعر_ناب #شعر_معاصر #شعر_سپید #شعر_فارسی #شعر_پارسی #شعرگرافی #شعر_گرافی #شعر_کهن #شعر_آزاد #شعرسپید #شعر_عاشقانه #شعر_نوشته #شعر_خوانی #صائب_تبریزی #شعر_زیبا #شعروگرافی #شاعران #شعرانه #شاعرانه #شعر #غزل_فارسی #غزل_معاصر #اصفهان #شعرنو
‍ « به نام خدا » نام اثر ؛ سَرمَست ... ‍ ‍ هر جا که سُخن ، بر سَرِ ؛ اَفعالِ « حَرام » است ؛ پُر بحث ترین قسمتِ آن ؛ « باده و جام » است ! ‍ ‍ در باطنِ این ؛ اَهلِ ریا ، « صِدق و صفا » نیست ؛ قربانیِ ظاهر نشو ، این ها ، همه ؛ « دام » است ! ‍ ‍ مِی خانه ، پُر از « مَرد » ولی ؛ با « دلِ خونین » ؛ در ، خانه یِ « نامَرد » ، چه اَیّام ؛ به کام است ! ‍ ‍ آن کس که در اَنظار ... بَرائت ، دهد از ؛ « خَمر » ؛ در خلوتِ خود ، مُشتَعِل از ؛ « شُربِ ؛ مُدام » است ! ‍ ‍ با آنکه ؛ زَنَد ، « طَعنه » ... به ؛ نا پاکیِ ؛ « خَمّار » ؛ صد « فاسِقِ ؛ ناپاک‌ » بر این ، شخص ؛ غُلام است ! ‍ ‍ « توفیق » ، نیابد ، اگر از ؛ « مَغلَطِه » هر ... بار ؛ با « سَفسَطِه » اِثبات کُنَد ، صُبحِ تو شام است !!! ‍ ‍ بر پیکرِ ؛ « تاریخ » ، پُر از ؛ « زخمِ ؛ تباهیست » ؛ « تزویر » بر این ؛ پیکرِ پُر زخم ؛ « جُذام » است ! ‍ ‍ در ، دستِ تهی مغز ، « صُراحیست » چو شمشیر ؛ دانا ؛ که شَوَد « مَست » ، چه اُفتاده و رام است ! ‍ ‍ هر کس که ؛ دو جامی زَد و از ؛ پُختگی اش گفت ؛ « بی تجربه و ساده دل و کودک و خام است » ! ‍ ‍ با « عارفِ ؛ سَرمَست » به جز ؛ « عشقِ الهی » ؛ از هیچ نگوییم ، که این ؛ « حُسنِ ؛ خِتام » است ... ‍ ‍ در مَحکمه یِ ؛ « حضرتِ حَق » نیست ، خطایی ؛ دل بر کرَمَش بند ، که او ... « خَتمِ ؛ کلام » است . ‍ ‌‍ #مهران_اسدپور ۱ ) - « خَمر » ؛ شراب ، نوشابة مستي آور . ۲ ) - « خَمّار » ؛ شراب فروش ، باده فروش . ۳ ) - « مَغلَطِه » ؛ سخني که کسي را به غلط و اشتباه بيندازد . ۴ ) - « سَفسَطِه » ؛ مُغالطه کردن براي وارونه نشان دادن حقايق . ۵ ) - « تَزوير » ؛ مکر کردن ، فريب دادن . ۶ ) - « صُراحي » ؛ ظرفِ شراب . #اصفهان #شعرعاشقانه #شعر_غزل #شعر_نو #شعر_کوتاه #شعر_ناب #شعر_معاصر #شعر_سپید #شعر_فارسی #شعر_پارسی #شعرگرافی #شعر_گرافی #شعر_کهن #شعر_آزاد #شعرسپید #شعر_عاشقانه #شعر_نوشته #شعر_خوانی #صائب_تبریزی #شعر_زیبا #شعروگرافی #شاعران #شعرانه #شاعرانه #خیام #غزل_فارسی #غزل_معاصر #شعر #شعرنو
‍ « به نام خدا » بداهه ای به مناسبت ؛ بیستم مهر ماه ، سالروز بزرگداشت حضرت ؛ « حافظ » ... ‍ ‍ شکوهِ « نظم » را با عشق آمیخت ؛ « غزل » در جامِ زرینِ سخن ریخت « تَغَزُّل » را جهانی کرد « حافظ » ؛ « لِسانُ الغیب » جانها را بر انگیخت. ‍ ‍ #مهران_اسدپور‌ #حافظ #شعرعاشقانه #شعر_غزل #شعر_نو #شعر_کوتا #شعر_ناب #شعر_معاصر #شعر_سپید #شعر_فارسی #شعر_پارسی #شعرگرافی #شعر_گرافی #شعر_کهن #شعر_آزاد #شعرسپید #شعر_عاشقانه #شعر_نوشته #شعر_خوانی #صائب_تبریزی #شعر_زیبا #بزرگداشت_حافظ #شاعران #حافظیه #شاعرانه #حافظ_شیرازی #غزل_فارسی #غزل_معاصر #شعر #شعرنو
‍ « به نام خدا » نام اثر ؛ تلخ و شیرین ... ‍ ‍ گفتی ؛ همه حساسیت ام قول و قرار است ؛ گفتم ؛ که ببخشید کِلیشه ست و شعار است یک جرعه از این باده بزن ، تا که بفهمی ؛ با بارِ تَنَت تا به کجا پایِ تو یار است ‍ ‍‍ وقتی شده مستی سببِ وعده خلافی ؛ تقصیر نه از من ، وَ نه سنگینیِ بار است عاقل که به اندازه خورَد صاحبِ فضل است ؛ غافل که شود مست به چشمِ همه خوار است تلفیقی از این دایره یِ "غفلت و عقلیم" ؛ در ساغرمان سایه ای از چوبه یِ دار است ‍ ‍ گفتی ؛ چه عجیب است که هر کس که وفادار ؛ باشد ، همه جا بخت بر او تیره و تار است ! از دلبرِ بد عهد و رفیقی که دورنگ است ؛ گفتی و از آن کس که به دردِ تو دچار است گفتم ؛ که چرا گونه یِ تو تَر شده ، گفتی ؛ این رَدِ به جا مانده یِ ، بارانِ بهار است عمری تَلَفِ قصه یِ "دارا " شد و "سارا " ؛ حالا همه جا صحبتِ "دارا " و "ندار" است ‍ ‍ گفتی ؛ تو مُریدِ رهِ می خانه یِ عشقی ؟؟؟ یا آن که مرادش شکم و شام و ناهار است ؟ ‍ ‍ گفتم ؛ که کمی صبر کن ای یارِ قدیمی ؛ چون آخرِ پاییز "کسی" جوجه شُمار است ! از هر در و هر گوشه تو گفتی و شنیدم ؛ دیدم که فقط راهِ به جا مانده "فرار" است با اینکه شدی خسته و چشمانِ تو بسته ست ؛ امــا دهنت بــاز و زبــانِ تــو ، بــه کــار است فریاد زدم ؛ هر چه که خوردم ، تو پَراندی ؛ مستی بِپَرَد از سَرِ من ، کارِ تو زار است ‍ ‍ انگار که صد " تُخمِ کبوتر" زده بودی ؛ ای وای که فَکِ تو چه بی چِفت و مَهار است در گوشِ من از صوتِ تو ای "اَنکرالاَصوات" ؛ هر لحظه صدایِ تِرَن و سوتِ قطار است گفتی ؛ چه کنم ؟ مونسم امروز تو هستی ؛ فردا که رسَد ، مونسِ من سنگِ مزار است ‍ ‍ گفتم ؛ دو سه " گُل واژه " بگو تا که بخندیم ؛ حالِ همه از شِکوِه یِ بیهوده "شکار" است ‍ ‍ خندیدی و گفتی که جهان خنده یِ تلخیست ؛ بر چهره یِ هر کس که پیاده ست و سوار است ‍ ‍ رفتی و خداحافظی ات جانِ مرا سوخت ؛ سر تا قدمم بعد تو یک کوهِ "شَرار" است . #مهران_اسدپور ‍ ‍ #شعر #شعرعاشقانه #شعر_غزل #شعر_نو #شعر_کوتاه #شعر_ناب #شعر_معاصر #شعر_سپید #شعر_فارسی #شعر_پارسی #شعرگرافی #شعر_گرافی #شعر_کهن #شعر_آزاد #شعرسپید #شعر_عاشقانه #شعر_نوشته #شعر_خوانی #شعر_خوب #شعر_زیبا #شعروگرافی #نقد_ادبی #شعرانه #شاعرانه #شاعرانه_ها #غزل_فارسی #غزل_معاصر #اصفهان
‌ « به نام خدا » نام اثر ؛ روزهایِ دفاع ... ‍ ‍ تقدیم به روانِ پاکِ شهدایِ سرزمینم ... و به یادِ سردارِ دلها ؛ شهید ؛ « حاج حسین خرازی » سالهایِ ؛ هجومِ دشمن بود ؛ روزگاری ؛ غریب و طوفانی دهه یِ شصت ، روزهایِ دفاع ؛ صفِ ؛ اعزام هایِ ، طولانی ‍ ‍ جبهه ها مملو از ؛ جوانانی ؛ سربلند از ؛ غرور و جانبازی‌ شهدایی دلیر ، چون ؛ «دوران» «هِمَّت» و «کاظمی» و «خرّازی» هشت سالی که بر دلِ این خاک ؛ داغِ جنگ و غمِ «شهادت» بود ؛ همه « سربازِ » میهنی ، بودند‌‌ ؛ که نگهبانی اش «عبادت» بود ! سوتِ آژیر ... « وضعیت ؛ قرمز » ! غُرّشِ « موشک » و « هواپیما » صحنه هایی ؛ شبیهِ یک ؛ کابوس حمله هایی ؛ مهیب و جانفرسا عده ای در « پناه گاهی » ، امن ؛ تا طلوعِ ؛ سپیده ، می ماندند...‌ مادران هم ، برایِ « دفعِ » خطر ؛ ذِکرِ « اَمَّن یُجیب » می خواندند ‍ ‍ « کودکی » ؛ میدوید و می آمد... چه شکوهی ؛ چه حسِ زیبایی... قُلَّکِ ، « قرمزی » به ؛ دستانش ؛ رنگِ خونِ ؛ « شهید ؛ بابایی »‌‌‌..‌. ‍ ‍ با سخاوت ؛ رسید و اهدا کرد ؛ «پسرک» ؛ قُلَّکِ ؛ قشنگش را رفت و در بینِ جمعیت گم شد... او ، ادا کرد « دِینِ » جنگش را ! عاقبت عمرِ جنگ «پایان» یافت ؛ کشورِ ، صبر و بردباری ؛ ماند ! «شهدایی» که جان فدا کردند ؛ رودِ ایثارشان ؛ چه جاری ماند ! جلوه هایی که در « روایتِ فتح » همچنان ، « ماندگار » ، میبینی ؛ یادگاری ، همیشه ؛ جاوید است... از ؛ « شهیدِ » ، عزیز ؛ « آوینی » ‍ ‍ سی و شش ساله ام ولی گاهی ؛ روحِ « پویا » و ذهنِ « سَیّالَم » ؛ میرود ، سویِ ؛ خاطراتی ، دور ؛ و به این « حس و حال » میبالم ! میروم جمعه ها ؛ به رسمِ ادب ؛ خیره بر یک « مزار » میمانم  با نثارِ « گُلی » و « فاتحه ای » « بسمِ ربِ الشهید » میخوانم . #مهران_اسدپور #شعر #کتاب_باز #شعر_امروز #شعر_نو #شعر_کوتاه #شعر_ناب #شعر_معاصر #شعر_سپید #شعر_فارسی #شعر_پارسی #شعرگرافی #متن_خاص #شعر_کهن #شعر_آزاد #شاعران #شعر_عاشقانه #شعر_نوشته #شعر_خوانی #گنجینه_اندیشه #مرتضی_آوینی #روایت_فتح #شعرنو #حاج_حسین_خرازی #دفاع_مقدس #حسین_خرازی #شهید #شهید_خرازی #اصفهان
‍ « به نام خدا » نام اثر ؛ ضیافتگاهِ دنیا ... ‍ ‍ زبانها ، کاش ؛ با دلها ، یکی بود ؛ که در اَعماقِ خود ، پنهان نباشیم چو گرگی پیر با تن پوشِ تزویر ؛ فقط در نقشِ یک انسان نباشیم ‍ ‍ همه ؛ بازیگرانِ ، عُمرِ ، خویشیم ؛ به رویِ ، صحنهٔ ، « جذابِ » دنیا ! از این غافل که ما جمعی اسیریم ؛ به دستِ ؛ نقشهایِ ؛ زشت و زیبا ! ضیافتگاهِ ، زیبایی است ؛ دنیا ؛ ولی اِغواگری هایش غریب است ! ندارد ، اعتباری ؛ وعده هایش ! ؛ سراسر نقشِ نیرنگ و فریب است ! ‍ ‍ خوشا ؛ آن روزها ، آن روزگاران ؛ که دلها خانهٔ ؛ « مهر و وفا » بود کجا رفتند ، آن ؛ یارانِ ، یکرنگ ؟ که تنها ذِکرشان ؛ نامِ «خدا» بود ؟ ‍ ‍ بیا تا از «خدا» ؛ یاری بخواهیم ؛ که با مردانِ حق ؛ محشور ، گردیم و یا در راهشان ؛ گامی ، گذاریم ؛ که شاید ، از تباهی ؛ دور گردیم ! بیا ؛ در نقشِ خود ؛ باقی ، بمانیم ؛ «دورویی» تا ابد ؛ فعلی ،حقیر است اگر ؛ گم گشته ای ، در راهِ «معبود» ؛ «صداقت» بهترین راه و مسیر است‌‌‌.‌ ‍ ‍ #مهران_اسدپور #شعر #شعرعاشقانه #شعر_غزل #شعر_نو #شعر_کوتاه #شعر_ناب #شعر_معاصر #شعر_سپید #شعر_فارسی #شعر_پارسی #شعرگرافی #شعر_گرافی #شعر_کهن #شعر_آزاد #شعرسپید #شعر_عاشقانه #شعر_نوشته #شعر_خوانی #شعر_خوب #شعر_زیبا #شعروگرافی #شعرنو #شعرانه #شاعرانه #چکامه #غزل_فارسی #غزل_معاصر #اصفهان
‍ « به نام خدا » بخت ، گهی ؛ از تو نهان میشود  دوست ، گهی ؛ دشمنِ جان میشود گاه ، زمستانِ تو ؛ همچون بهار گاه ، بهارِ تو ؛ خزان میشود میرود ایامِ جوانی ز دست قامتِ ما ؛ همچو کمان میشود سود و زیان را تو چه دانی که چیست؟ سودِ تو گاهی ؛ به زیان میشود هر چه کُنی ، در پسِ هر ؛ پرده ای پرده چو افتاد ، عیان میشود تلخیِ گفتار ، که از حد گذشت سرزنش و زخمِ زبان میشود خبط و خطاهایِ تو را ؛ عاقبت لطفِ خداوند ؛ ضمان میشود از کرمش ؛ مَردِ شَبان ، شاه شد وز غضبش ؛ شاه ، شَبان میشود سر به اطاعت نِه و از او ؛ نپرس از چه چنین است و چنان میشود؟ ‍ ‍ «هر چه ؛ دلت خواست ، نه آن میشود هر چه ؛ خدا خواست ، همان میشود .» ‍ ‍ #مهران_اسدپور ‌‍ ‍ بیت آخر از این غزل اثر ماندگار علامه طباطبائیست که در بین مردم به صورت مَثَل و به اشکال گوناگون نقل میشود . ‌ ‌ «هر چه ؛ دلت خواست ، نه آن میشود ؛ هر چه ؛ خدا خواست ، همان میشود .» ‍ ‍ #شعر #شعرعاشقانه #شعر_غزل #شعر_نو #شعر_کوتاه #شعر_ناب #شعر_معاصر #شعر_سپید #شعر_فارسی #شعر_پارسی #شعرگرافی #شعر_گرافی #شعر_کهن #شعر_آزاد #شعرسپید #شعر_عاشقانه #شعر_نوشته #شعر_خوانی #شعر_خوب #شعر_زیبا #شعروگرافی #شعرنو #شعرانه #شاعرانه #چکامه #غزل_فارسی #غزل_معاصر #اصفهان_زیبا