همه عکس ها و کلیپ های عرفان_نظرآهاری در اینستاگرام

loading...
‍ ☀️🌊☀️ما همه امیدواریم دریا گفت : هر کس هر سیاهی که دارد ، امروز با خود به ساحل بیاورد ، می خواهم همه را برایتان بشویم. یکی پیراهنش را آورد، یکی قلبش را، یکی روزگارش را ،یکی بختش را... مردم پیراهن ها و قلب ها و بخت ها و روزگارشان را در دریا شستند و خورشید قول داد فردا که طلوع کند پیراهن ها تمیزند و قلبها پاک و بخت ها سفید و روز و روزگار روشن... ما همه به خانه برگشتیم و همه امیدواریم به فردا و به طهارت دریا و به قول آفتاب... ✍️ #عرفان_نظرآهاری
:)🌿 ما منتظر نمی مانیم تا خوشحالی بیاید و ما را بین این همه آدم و این همه خانه و این همه شهر و شلوغی و شور و شر پیدا کند. ما خودمان جاده به جاده و راه به راه می رویم و خوشحالی را از زیر سنگ و پشت کوه هم شده پیدایش می کنیم. هر چند خوشحالی میل شدیدی دارد به گریختن و پنهان شدن و در دسترس نبودن؛ اما باید رفت و دامن خوشحالی را گرفت و رهایش نکرد. خوشحالی از دست ما خلاصی ندارد! کجا بگریزد که از هر طرف بدود ما هم همان سو می دویم! دو روز مانده به پایان جهان؛بیا با هم بدویم. #عرفان_نظرآهاری . /
✅...✒کپشن لیلی زیر درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد. گل داد، سرخِ سرخ. گلها انار شد، داغِ داغ. هر اناری هزار تا دانه داشت دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت. خونِ انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید. خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود کافیست انار دلت ترک بخورد. #عرفان_نظرآهاری
در و دیوار دنیا رنگی است رنگ عشق ... خدا جهان را رنگ کرده است رنگ عشق ... و این رنگ، همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد از هر طرف که بگذری لباست به گوشه ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد اما کاش چندان هم محتاط نباشی ! شاد باش و بی پروا بگذر ... که خدا کسی را دوست تر دارد که لباسش رنگی تر است ... . #عرفان_نظرآهاری #ماندالا #رنگ_آمیزی_بزرگسالان # _
‍ ‍ لیلی زیر درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخِ سرخ. گلها انار شد، داغ داغ. هر اناری هزار تا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت. خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید. خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود. کافی است انار دلت ترک بخورد. ❤🤗👌 . . . #عرفان_نظرآهاری 💕
_ سطری از کتاب نامه های خط خطی #عرفان_نظرآهاری #خدا
. . سطری از کتاب «نامه های خط خطی» . #عرفان_نظرآهاری ویدئو صدا و تدوین . #خدا #کتاب #کتابخوانی #صدا . پنج شنبه بیست و ششم مهرماه هزاروسیصدونودهفت .
💫 هزار و یک اسم داری و من از آن همه اسم «لطیف» را دوست تر دارم که یاد ابر و ابریشم و عشق می افتم. خوب یادم هست از بهشت که آمدم، تنم از نور بود و پر و بالم از نسیم. بس که لطیف بودم، توی مشت دنیا جا نمی شدم. اما زمین تیره بود، کدر بود، سفت بود و سخت. دامنم به سختی اش گرفت و دستم به تیرگی اش آغشته شد. و من هر روز قطره قطره تیره تر شدم و ذره ذره سخت تر. من سنگ شدم و سد و دیوار. دیگر نور از من نمی گذرد، دیگر آب از من عبور نمی کند، روح در من روان نیست و جان جریان ندارد. حالا تنها یادگاری ام از بهشت و از لطافتش، چند قطره اشک است که گوشه ی دلم پنهانش کرده ام، گریه نمی کنم تا تمام نشود، می ترسم بعد از آن از چشم هایم سنگ ریزه ببارد. یا لطیف! این رسم دنیاست که اشک، سنگ ریزه شود و روح، سنگ و صخره؟ این رسم دنیاست که شیشه ها بشکند و دل های نازک شرحه شرحه شود؟  وقتی تیره ایم، وقتی سراپا کدریم به چشم می آییم و دیده می شویم، اما لطافت هر چیز که از حد بگذرد، ناپدید می شود. یا لطیف! کاشکی دوباره، تنها مشتی از لطافتت را به من می بخشیدی تا من می چکدیم و می وزیدم و ناپدید می شدم، مثل هوا که ناپدید است، مثل خودت که ناپیدایی ... یا لطیف! مشتی، تنها مشتی از لطافتت را به من ببخش ... #عرفان_نظرآهاری
« ما همه امیدواریم » * دریا گفت : هر کس هر سیاهی که دارد ، امروز با خود به ساحل بیاورد ، می خواهم همه را برایتان بشویم. یکی پیراهنش را آورد، یکی قلبش را، یکی روزگارش را ،یکی بختش را... مردم پیراهن ها و قلب ها و بخت ها و روزگارشان را در دریا شستند و خورشید قول داد فردا که طلوع کند پیراهن ها تمیزند و قلبها پاک و بخت ها سفید و روز و روزگار روشن... ما همه به خانه برگشتیم و همه امیدواریم به فردا و به طهارت دریا و به قول آفتاب... ✍️ #عرفان_نظرآهاری 🌊
☀️ کدو نشین نباش در هر کدوی قلقله زنی پیرزنی اسیر است، پیرزنی که وقتی دختری کوچک بود رفت و در کدو نشست و دیگر هیچ وقت بیرون نیامد؛ زیرا که جهان بیرون از کدو، پر بود از گرگ و پلنگ و شیر و روباه گرسنه که می خواستند او را بدرند و بخورند. کدونشینی شاید امنیت بیاورد اما هرگز عز‌ّت نمی آورد. هر زنی روزی باید خودش از کدوی خویش بیرون بیاید؛ پیش از آنکه کدو بشکند و پیش از آنکه گرگ بگوید: های پیرزن! من صدای تو را شناختم ،بیا بیرون... هر زنی باید رو به روی گرگش بایستد و به چشم های او خیره شود و به او بگوید: من دارم از این راه می روم و وقتی هم برگشتم نه چاق می شوم و نه چله و نه اجازه می دهم تو مرا بخوری، از سر راه من کنار برو... ✍️ #عرفان_نظرآهاری #کدوقلقله_زن #قصه #قصه_شب #داستان_زندگی #زندگی #زندگی_شاد #زنان #قدرت #قدرت_ذهن #قدرت_فکر #فکر_مثبت #دلنوشته #دلنوشته_های_من #دلنوشته_خاص #دلنوشته_ها #شعر #شعر_کوتاه #شعریادت_نره #عاشقانه #عاشقانه_ها #عاشقانه_های_من #عاشقانه_خاص #عشقولانه #عشقولانه💑 #زنان_موفق #زنان_شاد #زنان_قدرتمند #زن #زنان_باهوش
🚩ناهی منکر حاجیه خانمی چادری آمد به سویم با اخم درنگاهش بود هزاران کینه و خشم گفتا که ای عفریته ی بی آبروی روسیاه هست سرتا پای تو غرق گناه مو پریشان کرده ای آستین کوتاه مردان از تو شدند کج ز راه انداخته ای زندگی صدزن دیگر به چاه امثال تو عامل خشکسالی اند به دنبالت مردان لا ابالی اند مگر نیاموخته ای حیای فاطمه را خود تمامش میکنم قائله را خواست که مرا سیلی زند پا پیش نهاد ناگه سر خورد و بر زمین فتاد پیری که شاهد بود ماجرا گهگاهی میگذشت از آن سرا لبخندی زد و گفتش ای بی خبر کز دین نداری هیچ اثر رمز دینداری به ظاهر نیست یک مسلمان پریشان خاطر نیست خواستی سیلی زنی خدایش زد تورا لاجرم تیر غیب آمد پیشانی ب پایش زد تورا برو در پی کار خویش مردم آزاری نکن تا خودت رندی بر دیگران گله گذاری نکن... 🔶 م.ب.طراوت 🔶 #شعر #طبع_شاعری #امربه_معروف_ونهی_از_منکر #چیستایثربی #نفیسه_سادات_موسوی #شمس_لنگرودی #مستان #پروازهمای #فاضل_نظری #عرفان_نظرآهاری #قایقی_خواهم_ساخت #قیصر_امین_پور #م_ب_طراوت #اقلیما #هما
☀️ کدو نشین نباش در هر کدوی قلقله زنی پیرزنی اسیر است، پیرزنی که وقتی دختری کوچک بود رفت و در کدو نشست و دیگر هیچ وقت بیرون نیامد؛ زیرا که جهان بیرون از کدو، پر بود از گرگ و پلنگ و شیر و روباه گرسنه که می خواستند او را بدرند و بخورند. کدونشینی شاید امنیت بیاورد اما هرگز عز‌ّت نمی آورد. هر زنی روزی باید خودش از کدوی خویش بیرون بیاید؛ پیش از آنکه کدو بشکند و پیش از آنکه گرگ بگوید: های پیرزن! من صدای تو را شناختم ،بیا بیرون... هر زنی باید رو به روی گرگش بایستد و به چشم های او خیره شود و به او بگوید: من دارم از این راه می روم و وقتی هم برگشتم نه چاق می شوم و نه چله و نه اجازه می دهم تو مرا بخوری، از سر راه من کنار برو... ✍️ #عرفان_نظرآهاری . . . . . . . . . . . . . . . . _ # #لیدی_لالا #لالالادی
نشانی دکترم را به شما می دهم ما که پول نداشتیم دماغمان را عمل کنیم و گونه بکاریم ، ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم، ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم، ما که چشم هایمان رنگی نبود ؛ رفتیم و کتاب خواندیم ؛ و با هر کتابی که خواندیم ، دیدیم که زیباتر شدیم ، آنقدر که هر بار که رفتیم در آینه نگاه کردیم ، گفتیم : خوب شد خدا ما را آفرید وگرنه جهان چیزی از زیبایی کم داشت. می دانی آن جراح که هر روز ما را زیباتر می کند ، اسمش چیست؟ اسمش« کتاب» است. چاقویش درد ندارد ، اما همه اش درمان است. هزینه اش هم هر قدر که باشد به این زیبایی می ارزد. من نشانی مطب این پزشک را به همه زنان می دهم: به اولین کتابفروشی که رسیدید ، بی وقت قبلی داخل شوید، آن طبیب مشفق ،آنجا نشسته است، منتظر شماست. #عرفان_نظرآهاری
‍ ☀️🌊☀️ما همه امیدواریم 
دریا گفت : هر کس هر سیاهی که دارد ، امروز با خود به ساحل بیاورد ، می خواهم همه را  برایتان بشویم. 
یکی پیراهنش را آورد، یکی قلبش را، یکی روزگارش را ،یکی بختش را... مردم پیراهن ها و قلب ها و بخت ها و روزگارشان را در دریا شستند و خورشید قول داد فردا که طلوع کند پیراهن ها تمیزند و قلبها پاک و بخت ها سفید و روز و روزگار روشن... ما همه به خانه برگشتیم و همه امیدواریم  به فردا و به طهارت دریا و به قول آفتاب... ✍️#عرفان_نظرآهاریH.H
‍ ☀️🌊☀️ما همه امیدواریم دریا گفت : هر کس هر سیاهی که دارد ، امروز با خود به ساحل بیاورد ، می خواهم همه را برایتان بشویم. یکی پیراهنش را آورد، یکی قلبش را، یکی روزگارش را ،یکی بختش را... مردم پیراهن ها و قلب ها و بخت ها و روزگارشان را در دریا شستند و خورشید قول داد فردا که طلوع کند پیراهن ها تمیزند و قلبها پاک و بخت ها سفید و روز و روزگار روشن... ما همه به خانه برگشتیم و همه امیدواریم به فردا و به طهارت دریا و به قول آفتاب... ✍️ #عرفان_نظرآهاری
‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ يا بيا و تكه اى از آسمان براى من بيار يا مرا ببر توى آسمانِ آبى ات بكار #توى_باغ_آسمان #عرفان_نظر_آهاری #عرفان_نظرآهاری ‌‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌
☀️ کدو نشین نباش در هر کدوی قلقله زنی پیرزنی اسیر است، پیرزنی که وقتی دختری کوچک بود رفت و در کدو نشست و دیگر هیچ وقت بیرون نیامد؛ زیرا که جهان بیرون از کدو، پر بود از گرگ و پلنگ و شیر و روباه گرسنه که می خواستند او را بدرند و بخورند. کدونشینی شاید امنیت بیاورد اما هرگز عز‌ّت نمی آورد. هر زنی روزی باید خودش از کدوی خویش بیرون بیاید؛ پیش از آنکه کدو بشکند و پیش از آنکه گرگ بگوید: های پیرزن! من صدای تو را شناختم ،بیا بیرون... هر زنی باید رو به روی گرگش بایستد و به چشم های او خیره شود و به او بگوید: من دارم از این راه می روم و وقتی هم برگشتم نه چاق می شوم و نه چله و نه اجازه می دهم تو مرا بخوری، از سر راه من کنار برو... ✍️ #عرفان_نظرآهاری
این #ترانه ی #زیبا از #لیلافروهر تقدیم به #دوستان همیشگی خودم🌹🌹🌹 ، الهی که #زندگی همه تون پر از #حس ناب #دوست_داشتن لحظه هاتون پر از #عشق #💖 💖💖دنیاتون پر از #رنگ های #قشنگ 💚💛💙❤💖 #عاشقانه_ها تون ماندگار ✔ #خوشی هاتون پایدار #خوشبختی #عاشقانه #لبخند #احساس #م_ب_طراوت #چیستایثربی #نفیسه_سادات_موسوی #عرفان_نظرآهاری #قایقی_خواهم_ساخت #طراوت
!...تو صبح باش من تمام شب های تاریخ را تاب می آورم...! #عرفان_نظرآهاری #شب #آرامش #موسیقی #تنهایی #گل_ارکیده
‍ 🌈 تو مجموع ترین مردمانی هیچکس نمی تواند کسی را که تا ته تنهایی رفته است ، بترساند. همه ترس ها از تنها شدن است ،همه ترس ها از تنها ماندن است ،آدم ها از ترس تنهایی ست که تن می دهند به هر خفت و خواری به هر قصه و غصه. اما در انتهایی تنهایی شجاعتی ست که تنها،تنهایان آن را به دست می آورند. در نهایت تنهایی، جماعتی ایستاده اند که تو را انتظار می کشند ،جمعیتی از خودت که تو را به پیشواز می آیند و به تو خوشامد می گویند، ورودت را به جهانی با هزاران مردمان که هر کدام برایت از جان خبری می آورند و از دل پیامی. روزی که خویش را یافتی دیگر هرگز تنها نخواهی ماند و از آن پس کیست که تو را بترساند از تنهایی، که تو مجموع ترین مردمانی. ✍️ #عرفان_نظرآهاری 📷
💌 خواب دیدم در بهشتم،همه چیز بود،جز تو... از خواب پریدم ، آتش دورم زبانه می کشید؛ جهنم بود، اما تو هم بودی. خدا را شکر کردم که کابوس بهشت واقعیت نداشت...☺️❤️ #عرفان_نظرآهاری پ.ن به به...چقدر گره!🙂 خدا وکیلی چقدر درس گرفتما☺️✏️📏📚 تازه این سه تا کلاسور گره هایی هست که کامل کار کردم روشون. همین اندازه هم کارهایی هست که تنبلی کردم و هنوز مو به مو بررسی نکردم! 😀🙈 یه خسته نباشید ویژه عرض میکنم خدمت خودم😅 و البته استاد جانِ عزیز☺️🌹 ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️ #هنرهای_سنتی #هندسه_نقوش #گره_سازی #گره_چینی #نقوش_هندسی
❤❤❤ لیلی زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد گل داد… سرخ سرخ گل ها انار شد… داغ داغ هر اناری هزار تا دانه داشت دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند انار کوچک بود… دانه ها ترکیدند… انار ترک برداشت خون انار روی دست لیلی چکید لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود کافی است انار دلت ترک بخورد... #عرفان_نظرآهاری #کافیست_انار_دلت_ترک_بخورد #انار #لیلی #مجنون #پاییز #من_دختر_پاییزم
☀️ کدو نشین نباش در هر کدوی قلقله زنی پیرزنی اسیر است، پیرزنی که وقتی دختری کوچک بود رفت و در کدو نشست و دیگر هیچ وقت بیرون نیامد؛ زیرا که جهان بیرون از کدو، پر بود از گرگ و پلنگ و شیر و روباه گرسنه که می خواستند او را بدرند و بخورند. کدونشینی شاید امنیت بیاورد اما هرگز عز‌ّت نمی آورد. هر زنی روزی باید خودش از کدوی خویش بیرون بیاید؛ پیش از آنکه کدو بشکند و پیش از آنکه گرگ بگوید: های پیرزن! من صدای تو را شناختم ،بیا بیرون... هر زنی باید رو به روی گرگش بایستد و به چشم های او خیره شود و به او بگوید: من دارم از این راه می روم و وقتی هم برگشتم نه چاق می شوم و نه چله و نه اجازه می دهم تو مرا بخوری، از سر راه من کنار برو... ✍️ #عرفان_نظرآهاری
لیلی زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد گل داد… سرخ سرخ گل ها انار شد… داغ داغ هر اناری هزار تا دانه داشت دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند انار کوچک بود… دانه ها ترکیدند… انار ترک برداشت خون انار روی دست لیلی چکید لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود کافی است انار دلت ترک بخورد🖤 #عرفان_نظرآهاری #لیلی_زیر_درخت_انار #دیالوگ #متن_خاص
‌ ‌اگر همه مغازه ها تعطیل شد، تو اما دکان دوستی را نبند. اگر همه بازار ها رو به کسادی رفت و همه سکه ها از رونق افتاد، تو اما بازار عشق را کساد مکن و سکه جوانمردی را از رونق نینداز. اگر قحطی آب و نان آمد، تو اما نگذار که قحطی انسان نیز بیاید. اگر محتکران، خورد و خوراک و مال و منال را دریغ کردند تو اما نور و شور و جان و دل را احتکار نکن. ما ورشکستگان جور روزگاریم اما نباید که برنشستگان کشتی اندوه نیز باشیم. اگر حتی هوا جیره بندی شده است، تو اما امیدت را حبس نکن، لبخندت را نیز و آرزوهایت را. دست تنگی را به دلتنگی بدل نکن؛ باشد که فراخی دل، گشادگی ِروز و روزی نیز بیاورد... ‌ ‌ ‌ #عرفان_نظرآهاری ‌‌‌
دلتنگ جایی هستی که نمی دانی کجاست. دلتنگ چیزی هستی که نمی دانی چیست. دلتنگ کسی هستی که نمی دانی کیست. نام آن جا و آن چیز و آنکس “پاییز “ است. ‎✍️ #عرفان_نظرآهاری
ما درخت بودیم و‌ ماندیم دیگران پرنده بودند رفتند بی بالی و با وفایی مرام درختان است آنکه می پرد می داند آسمان باشکوه است اما آنکه می ماند می فهمد پایبندی باشکوه تر است #عرفان_نظرآهاری #سالگردازدواج
‍ ‍ «هیچکس »معشوق توست. عاشق می‌خواست به سفر برود، روزها و ماه‌ها و سال‌ها بود که چمدان می‌بست. هفته‌ها را تا می‌کرد و توی چمدان می‌گذاشت. ماه‌ها را مرتب می‌کرد و روی هم می‌چید و سال‌ها را جمع می‌کرد و به چمدانش اضافه می‌کرد. او هر روز توی جیب‌های چمدانش شنبه و یکشنبه می‌ریخت و چه قرن‌هایی را که ته ته چمدانش جا داده بود. سال‌ها بود که خدا تماشایش می‌کرد و لبخند می‌زد و چیزی نمی‌گفت. اما سرانجام روزی خدا به او گفت: فکر نمی‌کنی سفرت دارد دیر می‌شود؟ چمدانت زیادی سنگین است. با این همه سال و قرن و این همه ماه و هفته چه می‌خواهی بکنی؟ عاشق گفت: خدایا! عشق، سفری دور و دراز است. من به همه این ماه‌ها و هفته‌ها احتیاج دارم. به همه این سال‌ها و قرن‌ها، زیرا هر قدر که عاشقی کنم، بازهم کم است. خدا گفت: اما عاشقی، سبکی است. عاشقی، سفر ثانیه است. نه درنگ قرن‌ها و سال‌ها. بلند شو و برو و هیچ چیز با خودت نبر، جز همین ثانیه که من به تو می‌دهم. عاشق گفت: چیزی با خود نمی‌برم، باشد. نه قرنی و نه سالی و نه ماه و هفته‌یی را. اما خدایا! هر عاشقی به کسی محتاج است. به کسی که همراهی‌اش کند. به کسی که پا به پایش بیاید. به کسی که اسمش معشوق است. خدا گفت: نه؛ نه کسی و نه چیزی. "هیچ چیز" توشه توست و "هیچ کس" معشوق تو، در سفری که نامش عشق است. و آنگاه خدا چمدان سنگین عاشق را از او گرفت و راهی‌اش کرد. عاشق راه افتاد و سبک بود و هیچ چیز نداشت. جز چند ثانیه که خدا به او داده بود. عاشق راه افتاد و تنها بود و هیچ‌کس را نداشت. جز خدا که همیشه با او بود. #عرفان_نظرآهاری #کتاب_دو_روز_مانده_به_پایان_جهان ‌ ‌ ‌ . . #يس #اساتيدباطني #زندگي_متعالي #خلاق #انديشه #بركت #كتاب_تعاليم_حق_جلداول #هماهنگي #ازدواج_هماهنگ #تفكرباطن_گرا_شفاي_الهي #درمانهاي_هماهنگ ://./
🍂🍁🌳🏔🌺 دلتنگ جایی هستی که نمی دانی کجاست. دلتنگ چیزی هستی که نمی دانی چیست. دلتنگ کسی هستی که نمی دانی کیست. نام آن جا و آن چیز و آنکس “پاییز “ است. ✍ #نویسنده : بانو #عرفان_نظرآهاری #دوستداران_طبیعت #کوهنوردی #پاییز #برگ #باغ #روستای #ایگل #فشم #طبیعت #طبیعت_گردی #تهران #کوهنورد #کوهستان #همنورد
وای اگر شاخه ای را بشکنی، خورشید خواهد گریست. وای اگر سنگ ریزه ای را ندیده بگیری، ماه تب خواهد کرد. وای اگر پرنده ای را بیازاری، انسانی خواهد مُرد؛ زیرا هر حلقه را بشکنی، زنجیر را گسسته ای. و تو امروز زنجیر خداوند را پاره کردی. پرنده این را گفت و جان داد. و پسرک آنقدر گریست تا عارف شد. وای اگر پرنده ای را بیازاری. نقل از کتاب “هر قاصدکی یک پیامبر است” /عرفان نظرآهاری #عرفان_نظرآهاری #محمد_ایران_نژاد #سنتورنوازی_معاصر #نافرجامی
از زندگی سیر نباش! مرد سیرفروش گفت : قدری از این سیرها ببر که از سیر به سلامتی راهی ست. و من به یاد آوردم که از سیری به دلیری هم راهی ست؛ زیرا که مولانا فرموده بود: دیده سیر است مرا ،جان دلیر است مرا،زَهره شیر است مرا... آدم سیر که باشد دلیر هم می شود، اما نه سیری معده، که سیری جان؛ گرسنگی، ضعف و زبونی می آورد؛ نه فقط گرسنگی تن که گرسنگی «من». اما « گرسنگیِ من »حتی اگر همه جهان را هم بخورد ،برطرف نمی شود، زیرا که کوزه چشم حریصان به این آسانی ها پر نخواهد شد و سعدی بود که گفت: چشم تنگِ دنیادوست را یا قناعت پر کند یا خاکِ گور... «آز» تنها اسم یک رذیلت نیست در آدمی که قرن ها پیش در ادب فارسی نام دیوی بوده است که هر چه می خورده، سیر نمی شده است! حرص و آز و سیری ناپذیری، بیماری سخت و صعب العلاجی ست که دارویی جز خرسندی ندارد و علاجش فهم داشته ها و قدر دانستن دارایی ها و نعمتها و فرصتهای خویش است. مرد سیرفروش گفت: سیر ببر و سیر بخور و سیر باش، اما از هر چه سیر شدی از زندگی سیر نباش! #عرفان_نظرآهاری
یه #حس #قشنگ #کودکانه که برای همه مون #آشنا س این کلیپو که دیدم یاد اون روزایی افتادم که دوستم گلاویژ #چکمه های پلاستیکی قرمز خریده بود ولی من هرچی نق زدم مامان برام نخرید چون پلاستیکی بودن !!!!.. اما دور از چشم مامانه من دوستم گه گاهی اونا رو میداد بپوشم و بعضی وقتا یه لنگش پای من بود یه لنگش پای گلاویژ ... هنوزم خاطره ی اون چکمه های پلاستیکی قرمز رنگ و شادی یواشکی من و گلاویژ برام #لذت بخشه راستی دنیای بچگی چقدر زیبا و ساده س ... حالا کدوممون حاضریم توی گلا بالا پائین بپریم و از ته دل #بخندیم و یا یه جفت چکمه پلاستیکی کل انتظار ما از #خوشبختی باشه ! کدوم ازما حاضره برای #خوشحالی دیگری یه لنگ چکمه پاش کنه و لنگ دیگه رو بده به دیگری ! یا خودش پابرهنه بشه تا دیگری لذت داشتن چکمه ها رو حس کنه ...🔶م.ب.طراوت 🔶 #کودکی #لبخند #زیبایی #زندگی #شادی #😍 #م_ب_طراوت #چیستایثربی #نفیسه_سادات_موسوی #دهه_شصت #عرفان_نظرآهاری
دریا دریا گفت : هر کس هر سیاهی که دارد ، امروز با خود به ساحل بیاورد ، می خواهم همه را برایتان بشویم. یکی پیراهنش را آورد، یکی قلبش را، یکی روزگارش را ،یکی بختش را مردم پیراهن ها و قلب ها و بخت ها و روزگارشان را در دریا شستند و خورشید قول داد فردا که طلوع کند پیراهن ها تمیزند و قلبها پاک و بخت ها سفید و روز و روزگار روشن ما همه به خانه برگشتیم و همه امیدواریم به فردا و به طهارت دریا و به قول آفتاب #عرفان_نظرآهاری
# #🍁 #پائیز🍁 #دریاگوشه #دریا #اقیانوس #خورشید #تمام_ناتمام_من . . . دریا گفت : هر کس هر سیاهی که دارد ، امروز با خود به ساحل بیاورد ، می خواهم همه را برایتان بشویم. یکی پیراهنش را آورد، یکی قلبش را، یکی روزگارش را ،یکی بختش را... مردم پیراهن ها و قلب ها و بخت ها و روزگارشان را در دریا شستند و خورشید قول داد فردا که طلوع کند پیراهن ها تمیزند و قلبها پاک و بخت ها سفید و روز و روزگار روشن... . . ما همه به خانه برگشتیم و همه امیدواریم به فردا و به طهارت دریا و به قول آفتاب... . . . #عرفان_نظرآهاری
نشانی مسجد را پرسیدم، کوه را نشانم دادند. می خواستم حافظ قرآن شوم؛ حافظ درختان شدم، حافظ پرنده ها، حافظ آب. که هر درخت آیه ای بود و هر پرنده آیه ای و هر قطره آب ، آیه ای. سجاده خواستم زمین را زیر پایم گستردند، خواستم که پیشانی بر مهر بگذارم ، هزاران ستاره به من دادند... من مسلمانی را در مکتب روستا آموختم جایی که بر هر دمی شکری واجب بود. ما ایمان آورندگان طبیعتیم و شاکران نعمت آب و باد و خاک و آتش... #عرفان_نظرآهاری #تویسرکان #پرنده
. . . در و دیوار دنیا رنگی است؛ رنگ عشق ... خدا جهان را رنگ کرده است؛ رنگ عشق ... و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد. از هر طرف که بگذری لباست به گوشه ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد. اما کاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بی پروا بگذر، که خدا کسی را دوست تر دارد که لباسش رنگی‌تر است ... #عرفان_نظرآهاری #رنگ_عشق
. در این که زن یک اثر هنریست، شکی نیست... . "سیمین دانشور" . پ.ن.۱. زنان و درختان چقدر به هم شبيه اند. هر دو ريشه دارند، هر دو برگ وبار. هر دو بهارهای بسيار دارند و زمستانهای بسيارتر... و در كمين هر دويشان تبرهای بسياری است. برای شكستن ها، برای بريدن ها، برای قطع اميدها... اما هنر زن بودن به جوانه زدن های پی در پی است، حتی وقتی شاخه هايت را شكستند، حتی وقتی بی رحمی تبر تنت را، تنه ات را از ته بريد. اما تو ريشه دار باش، نگذار كه بخشكی و بپوسی. دستهايت را به آسمان بلند كن، تو دوباره سبز خواهی شد. . "عرفان نظرآهاری" . پ.ن.۲. هرچه قدر هم که با نام هایی چون: فرهنگ، شخصیت روان یا چیزهای دیگر، از زن‌ها خواسته شود که این طور یا آن طور لباس بپوشند و رفتار کنند هر چه قدر هم که دیگران بخواهند به کمک چندین مراقب و نگهبان نادان تمام زن‌ها را، فارغ از بعد تمام انسانی آنها، چون یک گله نگه دارند صرف نظر از این که برای سرکوبِ زندگیِ پر روح این جنس لطیف از چه فشارهایی استفاده می‌شود. هیچ یک از این‌ها نمی‌تواند این حقیقت را تغییر دهد که زن همانی است که هست. لطیف، ولی در عین حال پرقدرت! آن قدر پر قدرت که هیچ اجباری را نپذیرد. زنانی که با گرگ‌ها می‌دوند "کلاریسا پینکولا استس" . . " " . #زن #سیمین_دانشور #عرفان_نظر_آهاری #عرفان_نظرآهاری #کلاریسا_پینکولا_استس
و خدا گفت راز رسیدن فقط همین بود کافیست انار دلت ترک بردارد...(لیلی زیر درخت انار) نقاشی اکرلیک و آبرنگ برگرفته از نوشته های #عرفان_نظرآهاری دوستان عزیزم برای سفارش نقاشی ها میتونید بهم دایرکت بدید🙏🙏❤🌹 طرح ها در هر سایزی که دوست داشته باشید قابل اجرا هستند...😌😌 ممنون که همراهم هستید💝💝🙏🙏🙏 #نقاشی #اکرلیک #آبرنگ #تصویرسازی #هنر
. خدا بر شانه های کوچک انسان دست گذاشت و گفت : یادت می آید،تو را با دوبال و دوپا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی. راستی،عزیزم، بالهایت را کجا جا گذاشتی؟ انسان دست برشانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس کرد. آن وقت رو به خدا کرد و گریست. بخشی از کتاب بالهایت را کجا جا گذاشتی #عرفان_نظرآهاری #اینوبخون
خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود کافی است انار دلت ترک بخورد ... 🍃 (عرفان نظر آهاری) بارانی باید ... ... 비오기 여야합니다... #انار #پاییز #خدا #راز #دل #عرفان_نظرآهاری
دلتنگ جایی هستی که نمی دانی کجاست. دلتنگ چیزی هستی که نمی دانی چیست. دلتنگ کسی هستی که نمی دانی کیست. نام آن جا و آن چیز و آنکس “پاییز “ است. ‎✍️ #عرفان_نظرآهاری
. خدا گفت راز رسیدن فقط همین بود کافیست انارِ دلت ترک بخورد ! #عرفان_نظرآهاری #انار #پاییز #پاییز_پادشاه_فصل_ها #عشق #دل #مینیمال #راز
‍ به دعای پرندگان محتاجم پرندگان به دانه من محتاج نیستند،من اما به دعای پرندگان محتاجم. به هر پرنده ای که نان می دهم،جهان جای بهتری می شود؛ پرندگان دعا می کنند و با دعای پرندگان است که جنگ به تاخیر می افتد و صلح پیش می آید. به پرندگان که نان می دهم ،پَر با زمین پیوند می خورد و دل با آبی و آدم با آسمان. وقتی پرنده ای جرأت کند روی زمین بنشیند یعنی این زمین هنوز جای آدم و عشق است. وقتی پرنده ای جرأت کند از دستت دانه بچیند،یعنی که دست‌هایت به شفقت آغشته است و او فهمیده است. بهشت،یک فرصت است که به دست پرندگان آفریده می شود؛ زیرا پرندگان،فرشتگان کوچکی هستند که آسمان را به زمین می آورند و ملکوت را به خاک... ✍️ #عرفان_نظرآهاری مرغها وجوجه ها هم جزو پرندگان هستند ، آنها را نخوریم و به جان وزندگیشان احترام بگذاریم🐓 #وگان #ویگان #وگنیسم #ویگانیسم #وگن #پرنده #غذا #گیاه #مرغ #جوجه #خروس #وگان #فرشته_کوچک #یاکریم #قمری #پرندگان
دلتنگ جایی هستی که نمی دانی کجاست. دلتنگ چیزی هستی که نمی دانی چیست. دلتنگ کسی هستی که نمی دانی کیست. نام آن جا و آن چیز و آنکس “پاییز “ است . ... .. ‎✍️ #عرفان_نظرآهاری
❣دکان دوستی را نبند اگر همه مغازه ها تعطیل شد، تو اما دکان دوستی را نبند. اگر همه بازار ها رو به کسادی رفت و همه سکه ها از رونق افتاد، تو اما بازار عشق را کساد مکن و سکه جوانمردی را از رونق نینداز. اگر قحطی آب و نان آمد، تو اما نگذار که قحطی انسان نیز بیاید. اگر محتکران، خورد و خوراک و مال و منال را دریغ کردند تو اما نور و شور و جان و دل را احتکار نکن. ما ورشکستگان جور روزگاریم اما نباید که برنشستگان کشتی اندوه نیز باشیم. اگر حتی هوا جیره بندی شده است، تو اما امیدت را حبس نکن، لبخندت را نیز و آرزوهایت را. دست تنگی را به دلتنگی بدل نکن؛ باشد که فراخی دل، گشادگی ِروز و روزی نیز بیاورد... 👤عرفان‌نظرآهاری . . . #عرفان_نظرآهاری #عرفان_نظر_آهاری #نظرآهاری #دکان_دوستی_را_نبند #دوستی #روزگار #امید #آرزو #اندوه
‍ 🍂 مقتول به مردنش ادامه داد گفتم: من بی گناهم جناب قاضی. قاضی گفت: اما اگر به جرمت اعتراف کنی، مقتول زنده می شود، قاتل رستگار می شود و خودت آزاد ... من سالها حبس کشیدم و هر بار گفتم : من بی گناهم، من کاری نکرده ام. سرانجام اما روزی شجاعانه به زندانبانم گفتم:کاغذ و قلم بیاورید، می خواهم به جرمم اعتراف کنم می خواهم مقتول زنده شود و قاتل رستگار و من آزاد... درست است من دوستش داشتم و هنوز هم دوستش دارم. هیچکس اما به اعتراف من گوش نداد، هیچکس اعتراف مرا باور نکرد، کاغذم را مچاله کردند و گفتند: نه امکان ندارد،او نمی تواند کسی را دوست داشته باشد او چنین کاری نکرده است. و همچنان مقتول به مردنش ادامه داد، قاتل به کشتنش و من به حبس خویش... ✍️ #عرفان_نظرآهاری ‏
لیلی زیردرخت انارنشست. درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ. گلهاانارشد،داغ داغ.هرانارهزارتادانه داشت. دانه ها عاشق بودند،دانه هاتوی انارجانمی شدند. انارکوچک بود.دانه ها ترکیدند.انارترک برداشت. خون انارروی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده راازشاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید. خداگفت :راز رسیدن فقط همین بود. کافی ست انار دلت ترک بخورد. #عرفان_نظرآهاری
💛 ’ 💛 . ‎خارج، حالت را خوب نخواهد کرد! ‎ ✍️ #عرفان_نظرآهاری . ... ‎✅رفیق! تو فکر می کنی اگر بیایی خارج، حالت خوب می شود؟ ‎به والله قسم نه! نمی شود. من اینقدر ایرانی حال خراب در همین خارج دیده ام که نگو و نپرس. ‎آنها حال خرابشان را با خود به همه جا می برند؛ آنها دلشوره ها و ترس ها و اضطراب ها و بکن ها و نکن ها و بگیرها و ببندها و دروغ ها و فریب ها و تنگ نظری ها و خیانت ها و حسادت ها و نفاق ها و پشت هم اندازی ها و قانون‌گریزی ها و دور زدن ها و زیر آب زدن ها را با خود همه جا می برند. و هر کدام از این ها کافی ست که حال آدم خراب باشد همه عمر . ✅بهشت هم با افکار و کردار جهنمی ما، جهنم خواهد شد. ‎ تو فکر می کنی خارج از اول خارج بود بعد یک عده رفتند و داخلش شدند؟ ‎نه ، خارج را همین خارجی ها خارجش کردند ؛ همان طور که ایران را ایرانی ها ، ایرانش کردند؛ عراق را عراقی ها عراقش کردند؛ افغانستان را افغان ها افغانستانش کردند... ‎✅فکر نکن این فقط حکومت‌ها هستند که آدم ها را می سازند، نه اتفاقاً این آدم ها هستند که حکومت‌ها را می سازند. ‎✅من اینجا هستم در همین خارج دوست داشتنی شما و دارم از نزدیک می بینم که قانون هست اما چطور بعضی ایرانی ها همه فکر و ذکرشان این است که همین قانون را دور بزنند و زیر پا بگذارند. ‎کار هست اما چرا او هزار و یک ترفند می زند که از همان کار شانه خالی کند. ‎آزادی بیان هست اما چرا حرفی ندارد که بیانش کند. ‎تساوی حقوق زن و مرد هست اما چرا باز هر بلایی که می تواند بر سر زنش می آورد. ‎امید هست ، اما او چرا ندارد؟ ‎ لذت های پاک و بی آلایش هست اما او چرا نمی تواند ببرد؟ ‎ موزه هست اما چرا او نمی رود؟ ‎ کتابخانه هست اما چرا او عضو نمی شود؟ ‎هزار و یک فعالیت فرهنگی هست اما چرا او شرکت نمی کند. ‎کتاب هست بدون سانسور و ممیزی هم هست اما چرا او نمی خواند؟ ‎موسیقی کلاسیک هست، تاتر مدرن هست، هنر متعالی هست، فلسفه ی روز هست ،علم محض هست،اما چرا او باز دنبال قلیان دو سیب است و سالن مد و غیبت پشت سر پری خانم و زری خانم؟ ‎✅ تمرینش نکرده؟ یادش نداده اند؟ دل و دماغ ندارد؟ رنج بسیار کشیده؟ میراث دار یک اندوه تاریخی ست؟ تقصیر زمین است تقصیر زمان است ، تقصیر این است، تقصیر آن است؟ باشد حق با شماست. ‎✅اما باور کن خارج، حال کسی را خوب نخواهد کرد. ‎اول باید حال خودت را خوب کنی ،بعد با خود ببری حالت را هر جا که می خواهی... . #جمعه_مباركه #جمعه
‍ 🌈 تو مجموع ترین مردمانی هیچکس نمی تواند کسی را که تا ته تنهایی رفته است ، بترساند. همه ترس ها از تنها شدن است ،همه ترس ها از تنها ماندن است ،آدم ها از ترس تنهایی ست که تن می دهند به هر خفت و خواری به هر قصه و غصه. اما در انتهایی تنهایی شجاعتی ست که تنها،تنهایان آن را به دست می آورند. در نهایت تنهایی، جماعتی ایستاده اند که تو را انتظار می کشند ،جمعیتی از خودت که تو را به پیشواز می آیند و به تو خوشامد می گویند، ورودت را به جهانی با هزاران مردمان که هر کدام برایت از جان خبری می آورند و از دل پیامی. روزی که خویش را یافتی دیگر هرگز تنها نخواهی ماند و از آن پس کیست که تو را بترساند از تنهایی، که تو مجموع ترین مردمانی. "عرفان نظر آهاری" . پ.ن: خدا رحمت کنه دکتر شریعتی رو این جمله ایشون هم خیلی همیشه برام دلنشینِ : "اگر تنهاترین تنهاها شوم باز هم خدا هست; اوجانشین تمام نداشتن های من است" . ✍️ #عرفان_نظرآهاری ‏ #حب_الحسین_یجمعنا #تنهایی #اربعین #حرکت_جهانی #هیچ #انتظار #روانشناسی #خودشناسی #هستی #شریعتی #دکتر_علی_شریعتی
💐 از هر غم و از هر غصه ای فقط تکه ای کوچک بردار، آنها را کنار هم بگذار با سلیقه و عشق،اندوه های رنگارنگ ،چهل تکه ای خواهد شد از زیبایی زندگی🦋 #عرفان_نظرآهاری
🍁 به پاييز بگو... به پاييز بگو هنوز نيامده برگهايش را بر سرم نريزد و زردي و فرو افتادن را به يادم نيندازد؛ بگو من نه از آن درختانم كه به فرمايش فصلها تن در دهم، بگو اين درخت كه منم چهار فصلش را به قاعده خود تابستان مي كند. 🍁🍁 آي رفيق نارنجي پوشم، قدمت مبارک. اما بدان سبزی، آيين من است و نيفتادن سنت ديرينه ام.🍀 ✍️ #عرفان_نظرآهاری ://./
📚 نشانی دکترم را به شما می دهم ما که دماغمان را عمل نکردیم و گونه نکاشتیم ، ما که خط لب نداشتیم و مژه مصنوعی نداشتیم، ما که موی بلوند و قد بلند نداشتیم، ما که چشم هایمان رنگی نبود ؛ رفتیم و کتاب خواندیم ؛ و با هر کتابی که خواندیم ، دیدیم که زیباتر شدیم ، آنقدر که هر بار که در آینه نگاه کردیم ، گفتیم : خوب شد خدا ما را آفرید وگرنه جهان چیزی از زیبایی کم داشت. می دانی آن جراح که هر روز ما را زیباتر می کند ، اسمش چیست؟ اسمش« کتاب» است. چاقویش درد ندارد ، اما همه اش درمان است. هزینه اش هم هر قدر که باشد به این زیبایی می ارزد. من نشانی مطب این پزشک را به همه زنان می دهم: به اولین کتابفروشی که رسیدید ، بی وقت قبلی داخل شوید، آن طبیب مشفق ،آنجا نشسته است، منتظر شماست. 📚📕📗📚 ✍️ #عرفان_نظرآهاری
‍🍁 لیلی زیر درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخِ سرخ. گلها انار شد، داغ داغ. هر اناری هزار تا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت. خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید. خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود. کافی است انار دلت ترک بخورد. #عرفان_نظرآهاری #خودم 👸
🌞
در و دیوار دنیا رنگی است؛ رنگ عشق...
خدا جهان را رنگ کرده است؛ رنگ عشق...
و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد.
از هر طرف که بگذری 
لباست به گوشه ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد.
اما کاش چندان هم محتاط نباشی؛ 
شاد باش و بی پروا بگذر، 
که خدا کسی را دوست تر دارد که لباسش رنگی‌تر است... #عرفان_نظرآهاری
..... .
.
#تولدت_مبارک_آبی_آسمانی🌸😊
🌞 در و دیوار دنیا رنگی است؛ رنگ عشق... خدا جهان را رنگ کرده است؛ رنگ عشق... و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد. از هر طرف که بگذری لباست به گوشه ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد. اما کاش چندان هم محتاط نباشی؛ شاد باش و بی پروا بگذر، که خدا کسی را دوست تر دارد که لباسش رنگی‌تر است... #عرفان_نظرآهاری ..... . . #تولدت_مبارک_آبی_آسمانی🌸😊
💙 در و دیوار دنیا رنگی است؛ رنگ عشق خدا جهان را رنگ کرده است؛ رنگ عشق و این رنگ همیشه تازه است و هرگز خشک نخواهد شد از هر طرف که بگذری لباست به گوشه ای خواهد گرفت و رنگی خواهی شد اما کاش چندان هم محتاط نباشی شاد باش و بی پروا بگذر که خدا کسی را دوست تر دارد که لباسش رنگی‌تر است #عرفان_نظرآهاری همین الان رنگ بازی تو باد و بارون و صدای طوفان 🎨😏⛈💧☔️🌊 #زندگی_بدون_عکاسی_خیلی_خر_است #اصن_زندگی_بدون_رنگ_هم_خیلی_خر_است #و_زندگی_بدون_عشق_از_همه_چیز_خرتر_است
. سطری ‌از كتاب «جوانمرد نام ديگرتو» . #عرفان_نظرآهاری . ویدئو تدوین . #خدا #کتاب #کتابخوانی #صدا . پنج شنبه نوزدهم مهرماه هزاروسیصدونودوهفت .
♥️ لیلی زیر درخت انار نشست. درخت انار عاشق شد، گل داد، سرخِ سرخ. گلها انار شد، داغ داغ. هر اناری هزار تا دانه داشت. دانه ها عاشق بودند، دانه ها توی انار جا نمی شدند. انار کوچک بود. دانه ها ترکیدند. انار ترک برداشت. خون انار روی دست لیلی چکید. لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید. مجنون به لیلی اش رسید. خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود. کافی است انار دلت ترک بخورد. #عرفان_نظرآهاری 📷🌌🍁
... من راه رفتن را از يك سنگ آموختم، دويدن را از يك کِرم خاكي و پرواز را از يك درخت! سنگي كه درد ِسكون را كشيده بود، "رفتن" را مي شناخت و کِرمی كه در اشتیاق ِ دويدن سوخته بود، "دويدن" را مي فهميد و درختي كه پاهايش در گِل بود، از "پرواز" بسيار مي دانست! آنها از حسرت، به درد رسيده بودند و از درد به اشتياق و از اشتياق به "معرفت". . . #عرفان_نظرآهاری . . #معرفت_دُر _گرانیست_به_هر_کس_ندهندش . . . #رفتن_دویدن_پرواز #متن_زیبا #رشت #گیلان #ایران #طبیعت_زیبای_شمال_ایران #عکاسی_با_موبایل .
💛 لیلی زیر درخت انار نشست ‌‌ درخت انار عاشق شد گل داد، سرخ سرخ گل ها انار شد، داغ داغ ‌‌ هر اناری هزار تا دانه داشت! ‌‌ دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند انار کوچک بود. ‌‌ دانه ها ترکیدند، انار ترک برداشت ‌‌ خون انار روی دست لیلی چکید لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید ‌‌ خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود کافی است انار دلت ترک بخورد . 👤 #عرفان_نظرآهاری ‌‌💌بداهه نویسی نوزدهمین روز از اولین ماهِ پاییز🍂 #به_پیشنهاد_شما_عزیزان
خداوند ابراهیم را با کارهای گوناگونی امتحان کرد و ابراهیم به خوبی از عهده ی این آزمایش هابرآمد. خداوند گفت : من تو را پیشوای مردم قرار دادم .  بقره/ این روزا مدام به ابراهیم فکر می کنم و به آن همه امتحان های سختی که از او گرفتی . به این که از او خواستی تا خانواده اش را توی بیابان رها کند و اینکه خواستی تا خانه ای برایت بسازد. به اسماعیل فکر می کنم و اینکه چقدر برای ابراهیم سخت بود که قربانی اش کند. چه امتحانهای سختی، چقدر سخت.امتحانهایی که شاید فقط یک پیامبر بتواند ازعهده اش برآید. مثل اینکه آدمها هر چقدر به تو نزدیک تر باشند. امتحانشان هم سخت تر است و تو نسبت به دوستان صمیمی ات سختگیرتری. خدایا! تو عجیب ترین معلم دنیا هستی. تو درسهای تازه ات را با امتحانهای تازه یاد می دهی و هر چه درسی بزرگ تر باشد، امتحانش هم سخت تر است. برای همین است که امتحان پیامبرها این همه سخت است. تو با امتحانهایت آدمها را بزرگ می کنی. شاید با هر امتحانی یک پله به تو نزدیک تر می شویم. خدایا!  خوشحالم که تو معلمم هستی و خوشحالم که امتحانم می کنی. #عرفان_نظر_آهاری #عرفان_نظرآهاری #مکالمه_با_خدا #دیدار_خدا #ملاقات_با_خدا #خدای_من #پروردگار #محبوبم #اسما_الله #یاد_خدا پ.ن: ادامه دارد پ.ن.تر: خدای من ممنون ک عزیز دلمی... ولی من تحمل امتحانهای سخت رو ندارم....یعنی ممکنه باهات قهر کنم...دیگه خود دانی استثنا قایل شو گاهی....ب ظرفیت بنده هات نگاه کن وقت امتحان...صمیمی باشیم ولی با امتحانهای آسون....گاهی چقد زورگویی ب شما کیف داره خدا....لبخند...ب پهنای صورت🍀❤
لیلی زیر درخت انار نشست درخت انار عاشق شد گل داد… سرخ سرخ گل ها انار شد… داغ داغ هر اناری هزار تا دانه داشت دانه ها عاشق بودند دانه ها توی انار جا نمی شدند انار کوچک بود… دانه ها ترکیدند… انار ترک برداشت خون انار روی دست لیلی چکید لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید مجنون به لیلی اش رسید خدا گفت: راز رسیدن فقط همین بود کافی است انار دلت ترک بخورد. #عرفان_نظرآهاری